بهترین خیرات برای اموات

      بهترین کمک به امواتمان    

بهترین کمک به امواتمان این است که اگر حق واجبی مانند نماز و روزه و حج و حق الناس بر ذمه او است آن را از طرف او ادا نمایید و سپس انجام امور مستحب و خیرات و مبرات برای ام بسیار مفید و نافع است .یکى از ویژگى‏هاى عالم برزخ همین است که میت تا هنگامى که در برزخ بسر مى‏برد. به کلى از دنیا بریده نمى‏شود بلکه گاه گاهى با آن ارتباط برقرار مى‏کند و در روایات به این مسأله تصریح شده چنان که مرحوم کلینى در کافى (ج 3،ص 230) بابى با عنوان «ان المیت یزور اهله» مطرح کرده و روایاتى نیز نقل کرده است. از آن روایات معلوم مى‏شود که مردگان اعم از افراد با ایمان و حتى افراد بى‏ایمان نیز گاه گاهى به دیدار خانواده خود مى‏آیند. در این که هر چند وقتی که بار به دیدار آنها مى‏آیند طبق روایت بستگى به مقام و منزلت شخص میت دارد. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «ان المؤمن لیزور اهله فیرى ما یحب و یستر عنه ما یکره و ان الکافر لیزور اهله فیرى ما یکرهو یستر عنه ما یحب؛ میت مؤمن هر آینه به دیدار خانواده‏اش مى‏آید پس هر چه را که خوشایند باشد مى‏بیند و آنچه را که خوشایند نباشد از او پوشیده مى‏شود و کافر نیز به دیدن خانواده خود مى‏آید پس مى‏بیند هر آنچه را که ناخوشایند است و هر چه پسندیده و خوب باشد از او پوشیده مى‏شود». در روایات آمده است که معمولاً روزهاى جمعه و به شکل پرنده‏اى به دیدار خانواده خود مى‏آیند، (همان، ح5). اما این که از خانواده و بازماندگان توقع و انتظار دارند، آرى چنین است. چنان که پیامبر اکرم(ص) فرموده‏اند: «ان ارواح المؤمنین تأتى کل جمعه الى السماء الدنیا بعذاء دورهم و بیوتهم ینادى کل واحد منهم بصوت حزین باکین: یا اهلى و یاولدى و یا ابى و یا امى و اقربائى اعطفوا علینا یرحمکم اللّه‏... اعطفوا علینا بدرهم او برغیف او بکسوه یکسوکم اللّه‏ من لباسىالجنه...؛ ارواح مؤمنان هر جمعه به آسمان دنیا مى‏آیند و روبروى خانه‏ها می ایستند و هر یک با آواى حزین در حالى که مى‏گریدمى‏گوید اى کسان من اى فرزندانم، پدرم، مادرم، نزدیکانم به ما عطوفت کنید. خداى شما را بیامرزد... با درهم پولى یا گرده نانى و یا لباسى در حق ما رحم کنید که خدا به شما از لباس‏هاى بهشتى بپوشاند». در روایات زیادى به مردم سفارش شده که مردگان را فراموش نکنند. چنان که پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «لاتنسوا موتاکم فى قبورهم و موتاکم یرجون احسانکم و موتاکم محبوسون یرغبون فى اعمالکم البر و هم لایقدرون. اهدوا الى موتاکم الصدق والدعا؛ مردگان خود را در قبرهایشان فراموش نکنید و آنها امید به احسان شما دارند و مردگان شما محبوسند رغبت ومیل در کارهاى نیک شما دارند و خود قدرت بر انجام آن ندارند. براى مردگان خود صدقه و دعا هدیه کنید» (آثارالصادقین، ج 21، ص274). براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- منازل الاخره، شیخ عباس قمى. 2- حیات پس از مرگ، على محمد اسدی. از بعضی روایات استفاده می شود که صدقه و کارهای خیر و یا اعمال مستحبی مانند دعا و زیارات که هدیه اموات می شود به آنها می رسد. از جمله مرحوم حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان , ص 317 حدیث صحیحی را از امام صادق (ع ) نقل فرموده که در ضمن آن حدیث این طور آمده «میت شاد و مسرور می شود و گشایش پیدا می کند به دعا و استغفاری که برای او می کنند چنانچه زنده شاد می شود به هدیه که برای او می برند و فرمود که ثواب نماز, روزه , حج , صدقه و سایر اعمال خیر و دعا در قبر میت بر او وارد می شود و ثواب آن برای مرده و کسی که آنها را انجام داده نوشته می شود» البته آنچه نقل شد, عین عبارت مفاتیح نیست بلکه با تصرف در عبارت , لکن همان مضمون است . روایات دیگری نیز در آنجا نقل شده که می توانید مطالعه کنید, بنابراین یقین کنید که آنچه برای اموات خودتان هدیه می کنید در صورتی که اخلاص داشته باشید به آنها می رسد وثوابش در نامه عمل خودتان هم ضبط می شود. مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان از کفعمی صاحب مصباح و محدث فیض, صاحب کتاب خلاصه الاذکار نقل می کند که هر کس خواسته باشد در خواب ببیند یکی از پیامبران و امامان(ع) را یا یکی از مردمان یا والدین خود را, سوره ((شمس)) و ((لیل)) و ((قدر)) و ((قل یا ایها الکافرون)) و ((اخلاص)) و ((معوذتین)) بخواند و صد مرتبه سوره ((اخلاص)) را بخواند و صد مرتبه بر پیامبر و آل او صلوات بفرستد و با وضو به جانب راست بخوابد. هر که اراده کرده انشاءالله در خواب خواهد دید و... برای آگاهی بیشتر ر.ک : مفاتیح الجنان , خواص سور و آیات و اعمال وقت خوب. البته توصیه ما این است که خیلی ذهن خود را با این گونه مسائل مشغول نکنید و به زندگی عادی خود بپردازید. به عبارت دیگر با لحاظ این که عمر انسان بالاترین سرمایه بوده و غیرقابل بازگشت است و از طرفی انسان با حیات ابدی و سعادت جاودانی روبرو است، پس بهتر است به کارهای اساسی و اصلی که در رتبه اول رعایت حالل و حرام و واجب و محرم می باشد اهتمام ورزیده و از پرداختن به مسایل کم فایده پرهیز کنیم. در ضمن هر کار خیرى که انجام دهید و ثوابش را به روح میت هدیه بکنید، براى او مفید است؛ چه ذکر و قرآن و نماز مستحبى و طلب مغفرت باشد، و چه صدقه. مرحوم حاج شیخ عباس قمى در مفاتیح‏الجنان، ص 317 حدیث صحیحى را از امام صادق(ع) نقل فرموده که در ضمن آن حدیث این طور آمده «میت شاد و مسرور مى‏شود و گشایش پیدا مى‏کند به دعا و استغفارى که براى او مى‏کنند چنانچه زنده شاد مى‏شود به هدیه که براى او مى‏برند و فرمود که ثواب نماز، روزه، حج، صدقه و سایر اعمال خیر و دعا در قبر میت بر او وارد مى‏شود و ثواب آن براى مرده و کسى که آنها را انجام داده نوشته مى‏شود». روایات دیگرى نیز در آنجا نقل شده که مى‏توانید مطالعه کنید، بنابراین یقین کنید که آنچه براى اموات خودتان هدیه مى‏کنید در صورتى که اخلاص داشته باشید به آنها مى‏رسد و ثوابش در نامه عمل خودتان هم ضبط مى‏شود. «خواب» یکى از نشانه‏هاى الهى است که در خود حکایت‏هاى ناگفته بسیار دارد. اگر کسى از «خودیّت» خود بیرون بیاید و به «خواب»، به عنوان پدیده‏اى که سرى در آن سو، دارد و ما را به آن سو مى‏کشاند، توجه کند؛ حکایت‏ها، اشارت‏ها و هدایت‏هاى بسیارى برایش پدیدار خواهد شد. از همین رو خداوند متعال، علاوه بر آنکه «خواب» را به عنوان آیتى از آیات خود بر مى‏شمرد، در آن نشانه‏ها و آیاتى را نیز منظور فرموده و ما را به شنیدن وتدبّر در آن نشانه‏ها دعوت مى‏کند.در این خصوص نگا: خواب و نشان‏هاى آن، ص 39 - 113. محى الدین ابن عربى خواب را حکمت نورى دانسته و آن را اولین مبدأ تلقى وحى الهى، براى اهل عنایت شمرده است‏فصوص الحکم، فص یوسفى. و شاید به همین دلیل باشد که در پاره‏اى از روایات «خواب» یکى از اجزاى نبوّت تلقى گشته‏بحارالانوار، ج‏61، ص‏117 - 193؛ و ج‏67، ص‏66. و در بعضى روایات دیگر اشاره شده که در ابتدا از طریق خواب، به حضرت رسول«صلى الله علیه وآله» وحى مى‏شده است.همان، ج‏18، ص‏195. به همین جهت «خواب» یکى از راه‏هاى ارتباط انسان با «عالم غیب» تلقى گشته است؛ زیرا انسان در عالم خواب، به جهت اقتضاى قوانین و سنن حاکم بر آن، از بدن مادى خود منصرف گشته و با توجه به عالم غیب، حقایقى را مشاهده مى‏کند.در خصوص خواب نگا: طبیعیات شفاء، ص‏334 - 339؛ رساله قشیریه، ص‏175 - 180، تفسیر امام فخر رازى، ج‏7، ص 266؛ کتاب المعتبر، ج‏2، ص‏417 - 423. با توجه به این حقیقت، عارفان معتقدند: از آنجا که در عالم خواب، انسان با عالم غیب مرتبط شده، معانى و حقایق را از آنجا مى‏گیرد؛ دریافت کننده حقایق، نفس و روح انسان است و همو است که آن معانى را با کمک قوه متخیله خویش، به صورت‏ها و شکل‏هاى متناسبى تبدیل مى‏کند؛ چنان که ابن فارض مصرى (عارف بزرگ قرن هفتم) در قصیده تائیه خود مى‏گوید: «... آیا تو گمان مى‏کنى آن کس که تو را در بیهوشى خواب به انواع علوم و اسرار با خبر گردانید، غیر از تو مى‏باشد؟ چنین نیست؛ بلکه او حقیقت تو و همان اصل تو است که به هنگام خواب و انصراف تو از تدبیر بدن و روى آوردن تو به سوى عالم اصلى و موطن خود، بر خودِ تو در عالم غیب، به شکل عالَمى تجلى مى‏کند و تو را به فهم علوم و مسائل و معانى غریب، هدایت مى‏نماید ...».

مثنوى معنوى، دفتر 3، ابیات 1299 - 1302. به طور کلى خواب و رؤیا بر سه قسم است، چنان که رسول گرامى اسلام(ص) مى‏فرماید: «الرؤیا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزین من الشیطان، والذین یحدث به الانسان نفسه فیراه فى منامه؛ خواب و رؤیا سه گونه است. گاهى بشارتى از ناحیه خداوند است، گاه وسیله غم و اندوه از سوى شیطان و گاه مسائلى است که انسان در فکر خود مى‏پروراند و آن را در خواب مى‏بیند»، (میزان‏الحکمه، ج 4، ص 16، انتشارات مکتبه ‏الاسلامى). امّا «رؤیا و خواب صادق»، خوابى است که با حوادث خارج از ما - چه جسمى و چه اخلاقى و روحى - و حقایق عالم هستى، مرتبط بوده و مستند به آنها است. در این نوع خواب، «نفس» انسان از عالم دنیوى گذشته و با توجه به هم سنخى‏اش با عالم مثال و عالم مجردات، با آن دو مرتبط مى‏گردد. از این رو مستند به علل طبیعى جسمانى انسان (مانند گرم بودن یا سرد بودن مزاج) و نیز علل خلقى و روحى انسان (مانند عصبى بودن، حسادت ورزیدن، کینه داشتن و امثال آن) نیست. البته رؤیاى صادق که مرتبط و مستند به وراى ما (عالم مثال و مجردات) است، خود اقسامى دارد که مجال طرح آن در اینجا نمى‏باشد.نگا: المیزان، ج‏1، ص 269 - 273. نکته مهم آنکه آیا رؤیاى صادق - که در واقع پل ارتباطى با عالم غیب است و انسان در پرتو این دسترسى، حقایق و صورى را مشاهده مى‏کند - پیش شرطى ندارد؟ آیا مقدماتى براى فراهم آمدن آن غوطه‏ورى و نظاره‏گرى وجود ندارد؟ اصلاً راه رسیدن به آن کدام است؟ اولیاى الهى با استفاده از آیات و روایات فرموده‏اند: اگر کسى بخواهد در عالم بیدارى به اسرار عالم و آیات غیبى واقف شود، باید «مراقبه» داشته باشد؛ یعنى، براى آمادگى دریافت حقایق و باطن جهان هستى، باید مراقب اعضا، جوارح و اعمال خود باشد تا ظرفیت ادراک و فهم آیات الهى را پیدا کند. در عالم رؤیا و خواب نیز مراقبه لازم است. اگر کسى مى‏خواهد در عالم خواب، حقایق را - آن چنان که هستند - بفهمد (رؤیاى صادق) و از هدایت‏ها و اشارات و ارشادهاى آنها سودجوید، باید «مراقبه» داشته باشد. این با مراقبت خود در عالم بیدارى و رعایت آداب خواب - که در روایات ذکر شده - به دست خواهد آمد. نظافت، طهارت، محاسبه اعمال روزانه، قرائت قرآن و بعضى از دعاها، کیفیت و چگونگى قرار گرفتن بدن هنگام خواب و خواندن دعا پس از بیدارى از خواب، کمترین آداب مراقبه است که رعایت آن براى دیدن رؤیاى صادق، بایسته و ضرورى است. به هر حال انجام دادن واجبات و ترک محرمات، نظیف بودن، با وضو خوابیدن، محاسبه اعمال روزانه، خواندن سوره «توحید» و «تکاثر»، خواندن دعاى «اللهم ان امسکت نفسى فى منامى فاغفرلها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادک الصالحین» قبل از خواب، خوابیدن بر سمت راست بدن و رو به قبله و خواندن دعاى «لا اله الا الله الحلیم الکریم الحى القیوم و هو على کل شى‏ء قدیر سبحان رب النبیین و اله المرسلین، رب السموات السبع و مافیهن و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمد للَّه رب العالمین» (پس از خواب)، بسیار مؤثر است. گفتنى اینکه دعاى پس از خواب، براى خواب دیدن رؤیاى صادق در شب بعد، بسیار مؤثر و مجرّب است.بحارالانوار، ج‏76، ص‏181 - 218؛

مثنوى معنوى، دفتر 4، ابیات 2909 - 2910. مسأله رؤیا و خواب دیدن همیشه از مسائلی بوده است که فکر افراد عادی و دانشمندان را از جهات مختلفی به خود جلب و مشغول داشته است. صحنه های زشت و زیبا، وحشتناک و دلپذیر، نشاط زا و غم انگیز و صدها صحنه دیگر که انسان در خواب می بیند چیست؟ آیا این ها مربوط به گذشته است که در اعماق روح انسان لانه کرده و یا تغییرات و تبدیلاتی خودنمایی می کنند و یا مربوط به آیند است که به وسیله دستگاه گیرنده حساس روح آدمی از طریق ارتباط مرموزی از حوادث آینده عکس برداری می نماید و یا انواع و اقسام مختلفی دارد که بعضی مربوط به گذشته و بعضی مربوط به آینده و قسمتی نتیجه تمایلات و خواست های ارضا نشده است. قرآن در آیات متعددی صراحت دارد که حداقل پاره ای از خواب ها، انعکاسی از آینده دور یا نزدیک می باشد، مثل داستان خواب حضرت یوسف(1) و داستان خواب زندانیانی که همراه یوسف در زندان بودند(2) و داستان خواب عزیز مصر درباره قحطی ... سال های آینده(3) و یا داستان خواب دیدن حضرت ابراهیم که در سوره صافات آمده، و یا رؤیای پیامبر اکرم(ص) که در سوره فتح آمده است(4). اما فلاسفه روحی خواب و رؤیا را به چند دسته تقسیم کرده اند: 1. خواب های مربوط به گذشته زندگی و امیال و آرزوها که بخش مهمی از خواب های انسان را تشکیل می دهد. توضیح این بخش این است که بسیار می شود که ما امیالی داریم و به عللی نتوانستیم آنها را ارضاء کنیم و در ضمیر باطن ما جای گرفته اند، به هنگام خواب که سیستم خود آگاه از کار می افتد برای یک نوع اشباع تخیلی به مرحله خودآگاه روی می آورند، گاهی بدون تغییر آن چنان که در خارج از ذهن، وجود دارند، منعکس می شوند (همانند عاشقی که محبوب از دست رفته خود را در عالم خواب مشاهده می کند) و گاهی تغییر شکل داده و به صورت های مناسبی که دلخواه فرد است منعکس می شوند که در این صورت نیاز به تعبیر است. 2. خواب های پریشان و نامفهوم که معلول فعالیت توهم و خیال است (گر چه ممکن است انگیزه های روانی داشته باشد):

3. خواب های مربوط به آینده است و از آن گواهی می دهد، این هم دارای دو شعبه است قسمتی خواب های صریح و روشن می باشند که به هیچ وجه تعبیر نمی خواهند و گاهی بدون کمترین تفاوتی با نهایت تعجب، در آینده دور یا نزدیک تحقق می پذیرد(5). دوم، خواب هایی که در عین حکایت از حوادث آینده بر اثر عوامل خاص ذهنی و روحی تغییر شکل یافته و نیازمند به تغییر است. برای هر یک از خواب های پیش گفته نمونه های زیادی وجود دارد که همه آنها را نمی توان انکار کرد،‌نه تنها در منابع مذهبی و کتب تاریخی نمونه هایی از آن ذکر شده بلکه در زندگی خصوصی خود ما یا کسانی که می شناسیم مکرر رخ داده است به اندازه ای که هرگز نمی توان همه را معلول تصادف دانست. به عنوان نمونه اشاره کنیم که مرحوم آیه الله دستغیب شیرازی داستانی(6) را نقل می کند که یکی از علما می گوید:‌ «در عالم خواب جوانی را دیدم که به محضر امام حسین(ع) سلام می کند و امام حسین(ع) ظاهر شد و با تبسم جواب سلام آن جوان را داد». این عالم می گوید از خوابم تعجب کردم، چون ساکن کربلا بودم آن روز روانه حرم امام حسین(ع) شدم مشغول خواندن زیارت نامه شدم ناگهان جوانی را دیدم که با تبسم زیارت نامه می خواند، درست همان جوانی است که در خواب دیده بودم،‌ از او پرسیدم من چنین خوابی درباره شما دیده ام،‌ گفت: بلی من هر گاه خدمت امام حسین(ع) می آیم، آن حضرت (ع) برای من ظاهر می شود و با تبسم جواب سلام من را می دهد، گفتم چه کار کردی؟ گفت: به پدر و مادرم خدمت کردم. آن گاه جریان خدمت به پدر و مادر را مفصل بیان می کند. این داستان و امثال آن نشان می دهد، که ممکن است انسان فرد ناشناخته ای را در خواب ببیند و واقعا او در دنیای خارج از ذهن و خواب ما به همان صورت وجود داشته باشد. در نتیجه می توان گفت در برخی موارد آن چه را انسان در خواب دیده و یا فردی را به او نشان داده که به همان صورت در دنیای خارج از خواب و ذهن ها وجود داشته باشد ولی این را به صورت کلی نمی توان گفت چون خواب ها تفاوت دارند.

/ 0 نظر / 26 بازدید