مقاله تهاجم فرنگی

بسمه تعالی

مقاله درباره تهاجم فرهنگی وانحرافات اجتماعی

 

تعریف تهاجم :

تهاجم در لغت نا مه ها به معنای بهمدیگر هجوم کردن،به یکدیگر یورش وحمله آوردن، بیان شده است. (فرهنگ فارسی عمید) البته در اصطلاح "تهاجم فرهنگی"بیشتر به معنای حمله کردن یک طرفه استفده میگردد. زیرا که در تهاجم فرهنگی یک کشور قدرتمند که دارای امکانات فراوان  مادی،تکنولوژی و وسایل ارتباطی برتر است باستفاده از ابزارهای فرهنگی از قبیل فیلم وسی دی مجلات وروزنامه ها وکتاب و.... فرهنگ یک کشور را مورد حمله قرار می دهند وهدف آنها نابودی واز بین بردن فرهنگ جامعه وکشور و در نهایت رواج فرهنگ خود در کشور می باشد.

تعریف فرهنگ:

واژه فرهنگ در معانی مختلفی به کار رفته است. نظیر کتاب لغت، علم، فضل، دانش، عقل و ادب. در قرن هجدهم میلادی نویسندگان آن را به معنی پرورش روانی و معنوی به کار بردند. از این تاریخ، فرهنگ بر اساس تعریف فرانسوی آن به معنی پرورش روح و جسم به کار برده شد و در زبان آلمانی به عنوان پیشرفت فکری و اجتماعی انسان و جامعه و بشریت تلقی شد.

اولین بار اصطلاح فرهنگ به وسیله مردم شناسی انگلیسی، ادوارد بارنت تایلور در سال 1871 در کتابی تحت عنوان فرهنگ ابتدایی به این گونه تعریف شد.

«فرهنگ ... مجموعه درهم تافته ای است که دربر گیرنده دانستنیها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم و عادات و هرگونه توانایی دیگری است که انسان به عنوان عضوی از جامعه به دست می آورد.»

ویسلر فرهنگ را تمام فعالیت های اجتماعی به گسترده ترین معنای آن مانند زبان، زناشویی، نظام مالکیت، ادب، مصنوعات، هنر و مانند آن ... تعریف نمود.

مالینوسکی فرهنگ را کلیت یک پارچه ای از وسایل و کالاهای مصرفی، ویژگی های اساسی گروههای اجتماعی گوناگون، تصورات، پیشه ها، باورها و رسوم بشری می داند.

فرهنگ مبنای اصلی جامعه انسانی است و به معنای تظاهرات مادی و معنوی فعالیت های انسانی برای سازگاری با محیط به کار می رود. فرهنگ راهنمای همه فعالیت های انسانی است. منحصر به انسان می باشد و توانایی خاص بشر است. فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات زندگی اجتماعی می باشد. فرهنگ در همه زمینه های زندگی اجتماعی انسان، از ساختن ابزار گرفته تا تهیه پوشاک و غذا، مبادلات، ارضاء غرایز، قوانین و آداب و عادات امور سیاسی، اقتصادی، حکومتی، فلسفه، عقاید درباره هستی و ماوراء طبیعی، زبان، نماد، تجلی آرزوها، شادیها و شیوه های بیان آنها، ترانه ها، افسانه ها، مثل ها، هنجارها و ارزشهای اجتماعی، آیین ها و پدیده های دیگر حیات اجتماعی انسان وجود دارد.

فرهنگ دو زمینه جدا از هم دارد یکی فرهنگ مادی می باشد که قابل لمس و اندازه گیری و ارزیابی و مقایسه است. و آن شــامل اشیاء مادی، ابزار کار، وسایل صنعتی، کشــاورزی، عکاسی، موسیقی، آموزشی، وســایل و لوازم خانه که در زنــدگی روزمره کاربــرد دارد، می شود مانند: لباس، کیف، قندان، اتومبیل، هواپیما، مسکن، تلویزیون و به طور کلی آنچه از فرهنگ که جنبۀ کمی دارد به شمار می رود و دیگری فرهنگ معنوی که جنبه کیفی دارد و شامل آثار ادبی، هنری، فکری، آداب و رسوم، سنت ها، اخلاقیات، معتقدات، باورها، آموزش و پرورش و به طور کـلی سرمایه معنوی یک جامعه جـزء فرهنـگ معنوی جـامعه به شمــار می رود. بین جنبه های مادی و معنوی فرهنگ کنش های متقابل وجود دارد و تغییر یکی موجب تغییر دیگری خواهد شد. بعضی از جامعه شناسان عقیده دارند که این دگرگونی از اشیاء مادی و ابزار آغاز می شود و سپس تاثیر آن گسترش می یابد و جنبۀ معنوی فرهنگ را در بر می گیرد.

فرهنگ جامعه مانند بدن موجود زنده ودیگر نظام های اجتماعی می تواند دچارو آسیب شود ،همانطور که بدن انسان محیط وزمینه ای است که می تواند با ورود بیماری دچار آسیب شود ویا با مقاومت به مقابله با عوامل بیماری برود ،فرهنگ هر جامعه نیز زمینه ومحیطی است که همیشه در تهاجم انواع بیماریها می باشد ،فرهنگ می تواند به بدون مقاومت دچار آسیب شود ویا اینکه همانند بدن با مقاومت، بیماری را از خود دور سازد،که بستگی به این دارد که تا چه اندازه فرهنگ از عناصر قوی وقدرتمندی برخوردار باشد ویا اینکه فرهنگ مقابل از چه ابزار وامکاناتی برخوردار باشد.

همانطور که  بیماری های جسمانی از طرق گوناگون وبا شکل وشمایل جدیدی بدن انسان را مورد حمله قرار می دهند،همین ویژگی در مورد تهاجم فرهنگی هم صادق است زیرا استعمار گران از ترفند وشیوه های نو وجدید استفاده میکنند زیرا اگر همیشه از یک شیوه برای تهاجم استفاده کند جامعه می تواند با شناسایی ترفندها ،راه های مقابله با آن را بیابد ودر افراد جامعه نوعی مصونیت بیاورند.

سلطه فرهنگی استعمار گران هم در همین راستا انجام می شود زیرا استعمار گران می کوشند فرهنگ خودشان را در دیگر کشور ها حاکم کنند وفرهنگ بومی کشور مذکور را نابود سازند .اگر در این زمینه موفق گردند سالیان سال می توانند بر آن کشور سلطه استعماری خود را ادامه دهند.

از آنجایی که تهاجم فرهنگی تعمدا انجام میشود، استکبار تمام عناصر زشت ومنفی فرهنگ خود از قبیل بی بندوباری های جنسی و..... را جایگزین فرهنگ کشور هدف می کند، استکبارعناصر مثبت وخوب فرهنگ خود از قبیل دستاوردهای علمی و..... را به هیچ وجه  به  این کشورها  صادر نمی کند.

تهاجم فرهنگی چون بتدریج وبا برنامه ریزی دقیق طی سالیان طولانی انجام می شود،می تواند بسیار خطرناک وکارساز باشد. زیرا جامعه ای که مورد تهاجم واقع شده کمتر از خود مقاومت نشان می دهد وبا مقاومت کمتری فرهنگ جدید وتازه وارد را می پذیرند وحتی گاهی این حرکت کند می تواند نامحسوس باشد.در تهاجم فرهنگی چون بتدریج انجام می شود، سود ونفع آنی وکوتاه مدت مورد نظر نیست وبیشتر منافع درازمدت ودائمی مد نظر قرار میگیرد.هر چند که می تواند نتایج کوتاه مدت هم برای آنها داشته باشد.

شبیخون حمله ناگهانی بر دشمن هنگام شب،شبخون وشب تاز وشب تازی هم گفته اند.(فرهنگ فارسی عمید) زمانی از واژه شبیخون به جای تهاجم استفاده می گردد که جامعه از برنامه های  استکبار غافل باشد ویا اینکه تهاجم استکبار را جدی نگرفته باشد تعبیر رهبر معظم انقلاب از تهاجم فرهنگی به شبیخون فرهنگی می تواند بیانگر این مهم باشد وهشیاری مردم ومسئولین را می طلبد.

« کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی انجام می دهد یک شبیخون ،غارت وقتل عام فرهنگی است».(از بیانات رهبر معظم انقلاب )

تهاجم فرهنگی استکبار در کشور ما از سابقه بسیار طولانی برخوردار است وبه سالهای گذشته برمی گردد،رهبر معظم انقلاب در دیگر بیاناتشان ضمن اینکه بطور مشخص آغاز تهاجم فرهنگی را از دوره به قدرت رسیدن رضاخان می دانند هدف تهاجم فرهنگی را در کشور رواج بی بندوباری وهرزگی در میان ملت وسلطه غرب در ایران بیان نموده اند.

«ریشه کن کردن فرهنگ ملی از طریق فراگیر کردن بی بند و باری، عیاشی و هرزگی در میان یک ملت هدفی است که دشمنان درپی تحقق آن هستند. بطور مشخص دوران رضاخان سرآغاز تهاجم فرهنگی در کشور ماست و بزرگترین قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت در جهت سلطه ی غرب بر ایران در همین دوران بر داشته شد و با   این بهانه که زن با  چادر نمیتواند عالم و دانشمند شود و درفعالیتهای اجتماعی شرکت کند، چادرها را از سر زنان برداشتند. اما در عین حال دردوران رضاخان و پسرش هرگز به عموم زنان اجازه ی شرکت فعالانه در حرکتهای اجتماعی و سیاسی داده نشد و آن روزی که زنان ایران، وارد میدان مبارزه و صحنه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شدند و کشور را با دست توانای خود به پیش بردند، چادر به سر کردند»).

جوانان به سبب ویژگیها وجایگاه ویژه ای که در جامعه دارند همیشه مورد هدف دشمنان قرار رفته اند ،رهبر معظم انقلاب در دیگر بیاناتشان جوانان را هدف دشمنان از تهاجم فرهنگی بیان فرموده اند،دشمنان با تهاجم فرهنگی می خواهند اعتقادات دینی جوانان را سست نمایند وبرای نجات کشور هشیاری مردم را لازم دانسته اند.

«اکنون دشمن در سطح وسیعی ابزارهای متعدد خود را در تهاجم به بنیانهای فرهنگی و اعتقادی ملت ایران بکار گرفته است و تحقیر جریان ادب، هنر و فرهنگ انقلابی در کشور و در نتیجه ی آن انزوای عناصر فرهنگی، ادیب و هنرمند و نیز منصرف کردن جوانان مؤمن از پایبندی متعصبانه به ایمان و اعتقادات خود، یکی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی است. لذا برای مقابله با آن، بیداری و هوشیاری ملت ایران به ویژه عناصر فرهنگی کشور یک ضرورت حیاتی است»).از بیانات رهبر معظم انقلاب

همانطور که بیان شد دشمنان از تمامی امکانات وابزار ها استفاده می کنند یکی از ابزارهای مهمی که  آنها را در این امر کمک می کند دوستان آنها در داخل کشور می باشد،این افراد سهوا یا عمدا آب به آسیاب دشمن می ریزند .این افراد اجرای برنامه های استکبار را در داخل بر عهده دارند وهمیشه مورد حمایت آنها قرار دارند.

«در حالی که ایران اسلامی دارای ادبیات و هنر انقلابی و فرآورده های ارزشمند هنری و ادبی است، در مجامع هنری جهانی تنها به آن دسته از فیلمها و تولیدات هنری ایران که فاقد روحیه ی انقلابی و اسلامی هستند، جایزه تعلق میگیرد و فیلم های برجسته ی انقلابی مورد بی اعتنایی واقع میشوند که این مسأله سیاسی بودن این مجامع را نشان میدهد. مجامع جهانی حتی حاضرند جایزه ی نوبل را به عناصر ضد اسلامی و ضد انقلابی بدهند تا از این طریق هنرمندان انقلابی ما را منزوی کنند. و ما مجموعه ی این برخوردها را در چارچوب تهاجم فرهنگی ارزیابی میکنیم». (از بیانات رهبر معظم انقلاب )

رهبر معظم انقلاب اسلامی وظیفه مسئولین فرهنگی کشور را برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان را مشخص کرده اند.رهبر انقلاب یکی از راههای مقابله با برنامه های فرهنگی استکبار را بکار گماردن افراد خودی ومومن وافرادی که در سالهای دفاع مقدس در برابر تهاجم نظامی استکبار ایستادگی کرده اند در مراکز فرهنگی کشور بیان کرده اند .

«عناصر مؤمن و خودی هر جا که هستند باید گرامی داشته شوند و مسئولین مؤسسه ها و مراکز فرهنگی کشور باید به عناصر خودی تکیه کنند و اجازه ندهند آنان در آن محیط ها منزوی شوند. زیرا کسانی که در صحنه ی دفاع از نظام و فرهنگ اسلامی در برابر تهاجم دشمن خواهند ایستاد همان کسانی خواهند بود که دیروز در برابر تهاجم نظامی دشمن، جان بر کف در میدان نبرد مردانه می جنگیدند». ازدیدگاه امام (ره)فرهنگ از جایگاه والایی برخوردار است،امام (ره)ریشه تمام بدبختی ها وخوشبختی ها را فرهنگ می داند ،ایشان وقتی از آسیب هائیکه بواسطه فرهنگ ناصالح وتهاجم فرهنگی به کشور وارد می شود ،سخن می گویند از مهمترین عناصرکشور یعنی جوانان سخن می گویند،و حتی نتیجه ای که از این آسیب به جوانان وارد می شوند بیان می کنند و آن چیزی نیست جزء فساد،نابودی جوانان ،واینکه جوانان را انگل و غربزده بار می آیند.

«فرهنگ ، مبداء همه بدبختی ها وخوشبختی هاست وبدبختی های ملت است ،اگر فرهنگ نا صالح شد این جوان هایی که تربیت میشوند به این تربیت های فرهنگ نا صالح،اینها در آینده فساد ایجاد می کنند فرهنگ استعماری،جوان استعماری تحویل مملکت می دهد فرهنگی که با نقشه دیگران درست میشود واجانب برای ما نقشه کشی میکنند وبا صورت فرهنگ می خواهند تحویل جامعه ما بدهند،این فرهنگ‌،فرهنگ استعماری  وانگلی است واین فرهنگ از همه چیزها حتی از این اسلحه این قلدر ها بدتر است این قلدر ها اسلحه شان بعد از چند وقت میشکند وحالا هم شکسته اما وقتی فرهنگ فاسد شد جوانهای ما که زیر بنای تاسیس همه چیز هستند ،از دست ما می روند وانگل بار می آیند،غربزده بار می آیند،اینها را از همان اول،همان کلاس های اول توی ذهن هایشان هی مطالبی می کنن تا برسنر به آن بالا اگر فرهنگ،فرهنگ صحیحی باشد جوان های ما صحیح بار می آیند . از مهمترین تاکتیکهای استکبار در تهاجم فرهنگی این است سعی می کنند هر روز با شیوه  وترفند جدیدی ملت های اسلامی را مورد هجوم خود قراردهند زیرا استفاده از یک شیوه وروش باعث می شود که آن شیوه جذابیت ونوبودن خود را از دست می دهد،همچنین هدف استکبار ازتغییر تاکتیک به این جهت می باشد زیرا که اگر همیشه از یک روش و ترفند استفاده کند دیگر نمی تواندملت های مسمان را فریب دهند.

امام خمینی در سال1349در پیامشان به زائران بیت الله الحرام این تغییر شیوه تهاجمی استکبار را علیه جوانان وکشور بیان کرده اند.

«اکنون که به واسطه سستی وسهل انگاری ملت های اسلامی چنگال استعمار تا اعماق سرزمین های بزرگ ملت قرآن فرو رفته وتمام ثروت ومخازن بزرگ ما زیر قشر ملی بودن به کام آنان فرو می ریزد،فرهنگ مسموم استعمار تا اعماق قصبات ودهات ممالک اسلامی رخنه کرده فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت بیگانگان ومستعمرین در می آورد وهر روز با نغمه تازه،با اسامی فریبنده جوانان مارا منحرف می کند،بر شما ملت عزیز اسلام که برای ادای مناسک حج در این سرزمین وحی اجتماع کرده اید لازم است از فرصت استفاده کرده به فکر چاره باشید،برای حل مسائل مشکله مسلمین تبادل نظر وتفاهم کنید

امام(ره) هدف نهایی از تهاجم فرهنگی را نابودی نظام جمهوری اسلامی می داند که از سوی استکبار غرب علیه ایران انجام می شود.استکبار سعی می کند با تهاجم فرهنگی مردم را از هویت ملی ودینی خود بی محتوی وبی هویت سازد وسپس به اهداف خود برسد.

«امروز دنیای استکبار خصوصا غرب خطر رشد اسلام ناب محمدی (ص) را علیه منافع نا مشروع خود درک کرده است.امروز غرب وشرق به خوبی می دانند که تنها نیرویی که می تواند آنان را از صحنه خارج کند ،اسلام است.آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند وتصمیم گرفته اند که به هروسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند.اگر بتوانند با نیروی نظامی،اگر نشد،با نشر فرهنگ مبتذل خود وبیگانه کردن ملت از اسلام وفرهنگ ملی خویش

امواج تهاجم فرهنگی ،جوانان کشور های اسلامی وبویژه ایران را هدف خود قرار داده است.تهاجم فرهنگی را اقتصاد وتکنولوژی برتر استکبار یاری می کند،استکبار قدرت جوانان ایران اسلامی در مبارزه با دوران پیروزی انقلاب ودر دوران  هشت سال دفاع مقدس درک کرده است به همین علت سعی می کند از هر ترفندی برای نابودی قدرت وایمان جوانان استفاده می کند،این ممکن نیست مگرازطریق تهاجم فرهنگی که ارزشها وهنجارهای جامعه اسلامی را تغییر دهد.نوجوانان وجوانان هدف تهاجم فرهنگی می باشند،همانطور که بیان شد یکی از مسائل جوانان تمایلات شدید جنسی است واین می تواند زمینه مناسب ومساعدی برای این منظور باشد.

تهاجم فرهنگی وجود دارد اما اینکه تا چه اندازه زمینه برای پذیرش آن مساعد باشد بستگی به فرهنگ جامعه دارد هر اندازه زمینه برای پذیرش تهاجم مناسب باشد به همان اندازه فرهنگ جامعه بیشتر دچار آسیب می شود.بیکاری جوانان ،فقر،گرانی،بالا رفتن سن ازدواج،و.............می توانند زمینه های مناسبی برای موفقیت استکبار در جامعه باشد.

البته در این تهاجم فقط امپریالیسم فعال نیست ،بلکه افرادی در داخل وخارج از کشور به خاطر سودجویی ها ومنافع اقتصادی ،سهوا یا عمدا در این راستا حرکت می کنند اگر آنها موفق شوند نسل نوجوان وجوان ما به اضمحلال کشیده می شوند وما هیچ وقت فرصت جبران نخواهیم داشت.

«امپریالیسم که آمیزه ای از فاشیزم راسیزم ومیلیتاریزم است برای حفظ موقعیت اقتصادی کارتل ها وتراست ها شرایطی را در جوامع ایجاد می کند تا نسل جوان هر روز به انحرافات بیشتر نزدیک گردد واز معیارهای انسانی واخلاقی دور بماند واز طریق گسترش اعتیاد سعی می کند قدرت جسمی وتوان فکری را از آنان سلب  وامکان مبارزه بر علیه استثمار،استعمار وامپریالیزم را از آنان بگیرد.

تعریف تهاجم فرهنگی:

تهاجم از مصدر باب تفاعل و از ریشه هَجَمَ ـ یَهجُمُ است به معنی یورش بردن و به طور ناگهانی و غفلتاً هجوم آوردن و  دخول و ورود بدون اجازه است. در فرهنگ لغت دهخدا تهاجم به معنی حمله کردن یکی بر دیگری، به یکدیگر هجوم بردن، حمله کردن به یکدیگر معنی می دهد. فرهنگ، اصطلاحی است جامع و وسیع که عصاره زندگی بشر را در ابعاد گوناگون در خود جای داده و بیانگر خصایص و ویژگیهای جوامع انسانی است. در فرهنگ نفیسی، فرهنگ را نیکویی، تربیت و پرورش و بزرگی و عظمت و بزرگواری و فضیلت و وقار و شکوهمندی و دانش و حکمت و هنر و علم و معر فت و علم فقه و علم شریعت و کتابی که محتوی لغات فارسی باشد معنی کرده اند.

بر این اساس تهاجم فرهنگی هجوم و یورش و تجاوز بیگانگان به حریم فرهنگ یک جامعه می باشد که خواست آن جامعــه به آن تعلق نگرفته است. حال این تهاجم به همه ابعاد و زمینه های فرهنگ آن جامعه یا به برخی از جنبه های فرهنگی جامعه باشد. تهاجم فرهنگی به قصد ویران کردن فرهنگ یک جامعه و بیگانه نمودن آن جامعه از فرهنگ خودی می باشد. در تهاجم فرهنگی تهاجم به فرهنگ مطرح است نه تهاجم یک فرهنگ.

تهاجم فرهنگی را چنین تعریف می کنند: جریانــاتی که در آن، فرهنگ بومی و اصیل یک جامعه چه از طریق داخلی و چه از طریق خارجی مورد حمــله و تسلط نظام فرهنگی دیگران قرار گیرد.

مراد از تهاجم فرهنگی در اذهان، سرازیر شدن و تاختن یک فرهنگ بر فرهنگ دیگر است. و عناصری همچون سلطه و سقوط و انحطاط فرهنگی، تحوّل در ارزشها و باورها و بینش ها و غیره در بحث تهاجم فرهنگی مطرح است.

تهاجم فرهنگی در آیات، روایات

سابقه تهاجم فرهنگی به درازی عمر بشر می رسد. و در طول تاریخ فرهنگ بشر مطرح بوده است. تهاجم فرهنگی کفر و استکبار بر فرهنگ توحید و عبودیت از همان آغاز آفرینش انسان اتفاق افتاد و از آن پس، بدون توقف و با شیوه ها و ترفندهای مختلف و با تجلیّات گوناگون استمرار یافت تا آن که در شکل معاصر و امروز بیش ظاهر شد. با دقت در تاریخ می توان فهمید که برخی از انسانها دستیاران و همکاران و ابزار کار استکبار برای تهاجم فرهنگی هستند. در بخشی از آیات قرآن، به وجود توطئه تهاجم فرهنگی در ابعاد مختلف از ناحیه دشمنان اسلام از درون و بیرون اشاره شده است. این گروه از آیات به طور روشن و صریح از وجود توطئه های فرهنگی خبر می دهد و آن را به مسلمین گوشزد می نماید.

«بسیاری از اهل کتاب آرزو می کنند که شما را بعد از ایمانتان به کفر برگردانند.» این آیه می فرماید، خواست قلبی و میل باطنی کفار، این است که شما را از ایمانتان برگردانده و ایمان شما را سلب نموده و شما را به جاهلیت گذشته برگردانند.

در سوره نساء آیه 44 چنین آمده که (الم تر الی الذین اوتو انصیبا من الکتاب یشترون الضلاه و یریدون ان تضلوا السبیل والله اعلم با عدائکم) آیا نمی بینی کسانی را که به آنها یک قسمت از کتاب را دادیم، ضلالت را خریدند و در مقام برآمدند که شما را از راه مستقیم گمراه کنند و به ضلالت اندازند و خداوند به دشمنانتان عالم تر است. در این آیه خداوند صراحتاً بیان می کند که آنها می خواهند شما اهل ایمان را به گمراهی بیندازند و این جز با از بین رفتن اعتقاد و دین شما و یا ایجاد انحراف در آن عملی نیست.

 (و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم ویتخذّها هزواً)لقمان،6

بعضی از مردم سخنان باطل و بیهوده، خریداری می کنند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء و سخریه گیرند. در این آیه سخن از جمعیتی است که ســرمایه های خــود را برای بیهودگی و گمراه ساختــن مردم به کار می گیرند. آنهــا می خواهند مردم را گمراه کنند و فرهنگ پستی و ذلت را جانشین فرهنگ توحیدی نمایند.

علاوه بر قرآن کریم در روایات زیادی به تهاجم فرهنگی اشاره شده که برای نمونه تعدادی از آنها را می آوریم.

 

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: لیس منا من تشبه بغیرنا لا تشبهوا بالیهود و النصــاری از ما نیست کسی که خود را شبیه غیر ما کند به یهود و نصاری شبیه نشوید که هر کس شبیه قومی شود از آنهاست. و از آنان محسوب می شود.

شما نباید در رفتار و اخلاق و عادات و همه مظاهری که شما را شبیه بیگانگان می کنـد و از خصائص امــت اسلام و مبانی اعتقادی و اخلاقی اســلام دور می سازد پیروی کنید بیگانگان نباید شخصیت و روح و اراده شما را از شما بگیرند.

امام صادق (ع) می فرماید: خداوند به پیامبری از انبیاء وحی کرد که به قومت بگو لباس دشمنان را نپوشید و مثل آنان غذا نخورید و به آنچه شبیه دشمنان من است همشکل نشوید و مانند آنان سلوک نکنید که شما نیز از دشمنان من خواهید بود، همان گونه که آنان دشمنان من هستند.

تهاجم فرهنگی از دیدگاه امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی

حضرت امام خمینی رحمه الله علیه در بیان و اهمیت جایگاه فرهنگ آن را هویت و موجودیّت جامعه معرفی می نمایند و می فرمایند: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیّت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است، اساساً فرهنگ هر جامعه هویّت و موجودیّت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد.

استقلال و موجودیّت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.  بی جهت نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است.

مقام معظم رهبری در مورد تهاجم فرهنگی تذکرات خیلی مهم و خوبی داده اند و همیشه به ملت ایــران در مورد تهاجم فرهنـگی سفارشات لازم را می نمایند و آگاهیهــای لازم را ارائه می نمایند.

ایشان می فرمایند: «تهاجم فرهنگی یک سنگر و جبهه شناخته نشده دشمن است. لذا باید آن را شناخت.» معظم له می فرمایند امروزه دشمن بعد از ناکامی در محاصره اقتصادی و جنگ، مجدداً به تهاجم فرهنگی روی آورده اند. آن حضرت تهاجم فرهنگی را تزریق تفاله های دست دوم فرهنگ غرب به ملت ما می دانند و می فرمایند فرهنگ غرب «سلطه طلبی» را با خود همراه دارد و نشانه آن تحمیل این فرهنگ در جریان استعمار ملت هاست. همین خصوصیت، حالت تهاجمی به این فرهنگ داده است. دشمنان نظام دینی که همان استکبار جهانی و در رأس آن امریکا قرار دارد، برای به انزوا کشاندن و خارج ساختن جوانان از صحنه و درنتیجه خالی شدن عقبه انقلاب اسلامی از نیروی با نشاط و پرشور و با ایمان و اثرگذار جوان، نقشه های مختلفی را به اجرا درآورده اند که مجموعه اینها را می توان در تهاجم فرهنگی ملاحظه نمود. مقام معظم رهبری غفلت در برابر تهاجم فرهنگی را به عنوان یک آسیب بسیار خطرناک نام می برند و می فرمایند: «دشمن به شدت مشغول تهاجم فرهنگی است و این تهاجم گاهی با دست عنصر خودی غافل، بی توجه و فاقد بینش صحیح سیاسی انجام می گیرد»

مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی را به دو دسته تقسیم می نماید. یک دسته تهاجم فرهنگی از سوی کشورهای استکباری و دشمن جهانی دین اسلام می باشد دسته دوم تهاجم فرهنگی در جبهه داخلی و درون نظام می باشد. برخی از افراد به خاطر غفلت، عدم توجه، دیرفهمی و کج سلیقگی، در تهاجم فرهنگـی به دشمن خــدمت می کنند و دشمـن را در اجـرای نقشه هایش یاری می دهند و کمک می نمایند و ابزار کار دشمن می شوند و چه بسا از دشمنان خارجی نیز موفق تر عمل می کنند.

تاریخچه تهاجم فرهنگی:

در سال (1999 م) خانم «فرانسیس استیونر فرساندرس» از متخصصان جنگ جهانی دوم کتابی را با عنوان «جنگ سرد فرهنگی» منتشر و به نقش سازمان سیا در استفاده از روشهای نرم فرهنگی یا تهاجم فرهنگی پرداخت. نویسنده بر این اعتقاد است که پس از جنگ دوم جهانی، «جنگ سرد» که شاخصه های اصلی آن دفاعی، نظامی و استراتژیک بود به عنوان عمده ترین چالش بین دو ابرقدرت امریکا و شوروی تعریف و بازشناسی شد. اما در این رویارویی بزرگ روند مهم وتعیین کننده تری نیز وجود داشت که به دور از چشمان حریف و توسط امریکا شکل گرفت و آن «جنگ سرد فرهنگی» بود از ویژگی های این جنگ علیرغم بزرگی اثر آن، این بود که تصور نمی شد اصلاً چنین جنگی وجود دارد. این جنگ در همه ابعاد فرهنگی از جمله ادبیات و هنر صورت گرفت، سازمان سیا با کنترل روزنامه ها، مجلات، داستان ها، فیلم ها و حتی نفوذ گسترده بر روی نویسندگان، منتقدان و نخبگان برجسته علمی و سیاسی نقش بسیار مهمی را در این زمینه ایفا کرد. این نویسنده فصل بیستم کتاب خود را تحت عنوان تهاجم فرهنگی به رشته تحریر درآورده و تهاجم فرهنگی را استراتژی فرهنگی سازمان پیمان آتلانتیک (ناتو) معرفی می نماید.

 خانم ساندرس می گوید: سازمان سیا در مقام وزارت فرهنگ بلوک غرب عمل کرد و به تاسیس کنگره آزادی فرهنگی پرداخت. از مهمترین اقدامات کنگره آزادی فرهنگی ایجاد نشریات روشنفکری در پاریس، برلین و لندن با صرف پول های کلان بود، مقابله با روحیات ضد امریکایی در میان روشنفکران اروپای غربی با ارائه تصویری زیبا از ایالات متحده امریکا جزء اهداف اصلی آن محسوب می شد که بسیاری از دانشگاههای معتبر کشورهای غربی زیر سیطره سازمان سیا در همین راستا قدم برمی داشتند. همان گونه که می دانید پیمان ناتو از سوی غرب برای مقابله با شرق شکل گرفت ولی چون نظامی بود و سر و صدا داشت غربیها به این نتیجه رسیدند که با پنبه و روش نرم هم می توان با شرق مبارزه کرد و تهاجم فرهنگی را ایجاد نمودند. تا با کشورهای دنیا که مخالف آنها هستند مبارزه کنند.

 اهداف تهاجم فرهنگی

منظور از هجوم فرهنگی آن است که جامعه ای تلاش کند که فرهنگ خودش را بر جامعۀ دیگری که طبعاً دارای فرهنگی خاص می باشد تحمیل کند یا دست کم، نوعی دگرگونی در فرهنگ آن جــامعه به وجود آورد. این دگرگونی ممکن است در سه بخش اساسی ظهور کند.

1ـ در بخش شناختها و باورها، بینش افراد را نسبت به خدا، جهان و انسان تغییر دهند.

2ـ در بخش ارزشها و گرایشها، یعنی کارهای خوب و با ارزش را با کارهای بد و بی ارزش دگرگون کنند.

3ـ در بخش رفتارها و کردارها، یعنی هجوم به الگویهای رفتاری افراد جامعه و تغییر آنها

در کل منظور از هجوم فرهنگی در جامعه ما این است که شناخت مردم جامعه ما را نسبت به جهان و انسان و ارزشهای که به آنها دل بسته ایم و شیوۀ رفتار فردی و اجتماعی مان را، به گونه ای که به نفع خودشان باشد تغییر دهند.

هدف از تهاجم فرهنگی یعنی ایجاد تغییر نامطلوب به وسیله گروهی در جامعه تا ارزشها را به ضد ارزشها تبدیل کنند، باورهای صحیح را از مردم بگیرند، تردید، وسوسه، بی باوری، وارفتگی و وانهادگی در مردم ایجاد کنند، حالت پوچگرایی یا باورهای کاذب و ارزشهای غلط به جامعه تزریق کنند. آنها می خواهند غرور مردم ما را بشکنند. اولین نتیجه ای که از کار خود می گیرند آن است که هویت اجتماعی خود را از دست داده باشند. وقتی ملتی از فرهنگ خود دست بردارد و تابع دیگران شود مانند آن است که غرور مردم را می شکنند. وقتی مردم فرهنگ خود را مردود شمرند مانند آن است که بند اطاعت و بندگی آنها را به گردن خود انداخته باشد. آنها می خواهند غرور و شخصیت مردم ما را خرد کنند و آنان را تــابع خــود سازند هدف اصلی آنها ایــن است که آداب و رسومی را که به مردم تزریـق می کنند بپذیرند و رفتار آنها را مطابق خواست خود عوض کنند آنها می خواهند مردم را مُدپرست به بار بیاورند و با این کارشان منافع اقتصادی خود را تامین کنند.

راههای تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام در قالب های مختلف صورت می گیرد و یکی از ابزارهای مهم دشمنان اسلام بوده است. برخی از راههای تهاجم فرهنگی به قرار زیر می باشد:

1ـ از طریق زیر سوال بردن اعتقادات و ارزشهای دینی: تمام فعالیت های انسان بر اساس اعتقاداتی است که دارد، بنابراین بهترین راه جلوگیری از فعالیت های انسان، اینست که اعتقاد و انگیــزۀ او را نسبت به عملکرد موردنظرش متـزلزل کنیم. در این صـورت بدون هیچ برخــورد فیزیکی، کـاری کـرده ایم که خــود فرد، خود به خود از فعالیــت خود دست می کشد.

استکبار جهانی نیز دقیقاً بر همین مبنا اقدام به تهاجم فرهنگی نموده است، چرا که اگر اعتقادات دینی و انگیزه های حمایت و دفاع جوانان و عموم مردم از نظام جمهوری اسلامی متزلزل شود، خود به خود جمهوری اسلامی فاقد پشتوانۀ مردمی شده و به تدریج رو به اضمحلال می رود.

2ـ از طریق نفی حرمت و کرامت انسانها: انسانها فطرتاً با کرامت هستند. کرامت انسان منشاء عزت، آزاداندیشی و دیگر فضائل اخلاقی است. کرامت انسان به وی اجازه نمی دهد که اسیر ستمگران و شیطان باشد. اینست که شیطان و استکبار کرامت و حرمت او را نشانه گرفته اند و با مسخ هویت و اصالت و شخصیّت آنها، آنها را به هرزگی و فرهنگ استکباری و اهریمنی گرفتار می کنند.

3ـ تحریف حقایق دینی، سانسور واقعیات، جوسازی، ایجاد التقاط: منظور از تحریف حقایق اینست که حقایق دینی واژگون شده و برعکس جلوه داده می شود. چیزی که در اسلام ارزش هست، ضد ارزش و ننگ معرفی می شود و ننگها ارزش نمایانده می شود. چنین فردی از راه راست منحرف می شود. به بدعت (نوآوری و افکار روشنفکرانه) و عقائد انحرافی (و تحریف شده) علاقمند و آلوده می شود. چنین شخصی، آلت دست دشمنانی است که او را به دام انداخته اند. از مسیر هدایت گذشتگان منحرف شده و خود موجب انحراف افرادی که از او پیروی کرده اند می شود.

4ـ ایجاد بحران، اختلافات قومی و فتنه های سیاسی و فرهنگی: یکی دیگر از راههای تهاجم فرهنگی توسط استکبار جهانی ایجاد اختلافات قومی و سیاسی و فرهنگی است که در جوامع مختلف ایجاد می کند تا فرهنگ خود را بالاتر و برتر نشان دهد و در کشور ما در این بخش به فعالیتهای گسترده ای پرداخته اند.

نقش بسیج در مقابله با تهاجم فرهنگی

دشمن به شدت مشغول تهاجم فرهنگی است و این تهاجم گاهی با دست عنصر خودی غافل، بی توجه و فاقد بینش صحیح سیاسی صورت می گیرد و زمانی به دست عنصر فریب خورده و عاقلی که می داند چه خیانتی انجام می دهد انجام می شود. واقعی بودن تهاجم فرهنگی دشمن، ایجاب می کند که در داخل کشور، مجموعه ای از نیروهای صاحب فکر و اندیشه، خود را مسئول دفاع و مقابله هوشمندانه با آن بدانند. این نیروها باید به تربیت کودکان و نوجوانان این مرز و بوم بسیار بیندیشند و برای آن اهمیت فوق العاده ای قائل شوند. پایه و اساس پیشرفت و زوال تمدن ها به فرهنگ آنان  بستگی دارد.

اگر فرهنگ جامعه ای رو به اضمحلال رود و فاسد شود، نسلی که در آن فضای مسموم تربیت می شود مفسد به بار می آید. سلاح فرهنگ می تواند جبهه مقابل را از درون تهی کند، تا سلطه بیگانه را بپذیرد. اگر جامعه آلوده به شرور شود و نفس انسان ها منحرف گردد، در اثر انحراف فکری، انحراف در عمل نیز به وجود می آید و فرهنگ آن جامعه رو به اضمحلال و انحطاط می رود. تهاجم فرهنگی نامرئی، گسترده و درنتیجه خطرناک است. برای رویارویی با این نوع تهاجم، آگاهی و شناخت بیشتری لازم است.

کسانی که مدعی مرزبانی قلمرو تفکر اسلامی هستند باید نخست ایدئولوژی تجاوزگر را خوب شناخته و نوع تاکتیک و برنامه آنان را نیز تشخیص دهند تا با افزایش توانمندی خویش، درست و به موقع، ضربه کاری را وارد نموده و از فرهنگ، تمدن آداب و رسوم ملی و ارزش های والای دینی پاسداری کنند. این کار برعهده بسیج می باشد. بسیج با فراگیری آحاد ملت و جوانان در این سازمان می تواند نیروهای کارآمدی تربیت نماید.

بسیج که در آن، پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان مشغول هستند و در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور تلاش می کنند. می توانند با برنامه های منسجم و کارآمد و اجرای برنامه های خوب در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن جبهه قوی و مقاومی ایجاد نمایند و دشمن را نابود سازند. بسیج استان گیلان می تواند با جمع آوری افراد متفرق و تنها، یک مجموعه ی عظیم و منسجم و آگاه و متعهد و بصیر و بینا به مسایل کشور و به نیاز ملت تشکیل دهد. مجموعه ای که دشمن را بیمناک، و دوستان را امیدوار و خاطرجمع کند. نقش جوانان بسیجی در آمادگی عمومی و یأس دشمن به خوبی مشهود است. همان گونه که می دانید بسیجی چه در دوران دفاع مقدس و چه پس از جنگ، جایگاهی حیاتی و مهمی دارد. بسیجی همیشه در صحنه بوده و آماده و مهیا با روحیه ی انقلابی خود بر جریانهای غیر انقلابی و ضد انقلابی غلبه داشته و تهدیدهای دشمن را نابود نموده است. بسیج چون در متن جامعه می باشد و در متن ملت قرار دارد می تواند در سایه ی آموزش در وقت مناسب بزرگترین ضربات ممکن را به دشمن وارد سازد و به جای پذیرش فرهنگ دشمن فرهنگ خود را بر دشمن غالب نماید و دشمن را به دوست تبدیل کند و این در تاریخ ملت ایران چند بار اتفاق افتاده است. زمانی که مغولها به ایران حمله کردند ایرانیان بسیاری از آنها را مسلمان نمودند و آنها مسلمان شدند و از فرهنگ خود دست کشیدند و به دین اسلام مشرف گشتند بسیج باید با همان روحیه و شور و قدرت دوران جنگ باقی بماند و جوانان آموزش ببینند و سازماندهی شوند و آمادگی و حضور پیدا کنند. آنها باید قاعده ی اصلی مقاومت در نظام اسلامی را تشکیل دهند و با قدرت و قوت و ایمان راسخ در مقابل دشمن ایستادگی نموده و دشمن را به زانو دربیاورند و کاری نمایند تا دشمن به شکست خود اعتراف کند.

دشـمن در تهــاجم فرهنگی گاهی آنچنان مظلــوم نمایی می کند که دل افراد  برایشــان می سوزد و به آنها کمک نیز می نمایند. تهاجم فرهنگی بی و سر و صدا و خاموش بوده و برخی مواقع سر دلسوزی نیز دارد و با حربه مهر و محبت به جامعه و فرهنگ آن یورش آورده و آن را مورد تهاجم قرار می دهد.

برای همین برخی از افراد خودی نیز غافل شده و فریب خورده می شوند و دست به انتقاد می زنند و بعضی مواقع نظام و بسیج را زیر سوال می برند. در چنین زمانی اهمیت و نقش بسیج در مقابله با تهاجم فرهنگی آشکار می گردد. حال که تهدیدهای فرهنگی با شدّت از سوی دشمنان دنبال می شود و یک تهاجم گستردۀ فرهنگی به ایمان و معنویت مردم شکل گرفته، این بسیجیان پرشور و متعهد هستند که بایستی از ایمان دینی و دست آوردهای نظام اسلامی و فداکاریهای مردم دفاع کنند.

آمادگی برای دفاع و پیشگیری از تهاجم و غافلگیری توسط دشمن، همیشه لازم است و بسیجیان گیلان در این عرصه در صف مقدم قرار دارند. نباید روزی بر ما بگذرد که اهمیت آمادگی عمومی ما فراموش شود. بسیجیان گیلان باید با قوت و قدرت و آمادگی و نشاط راه خودشان را ادامه دهند و مثل گذشته وظیفه ی دفاع از انقلاب و اسلام را برعهده بگیرند بسیجیان باید همیشه آمادگی خود را حفظ کنند و با جذب و عضویت جوانان و نوجوانان در بسیج و آموزش آنها روحیه ی دفاع را برای خودشان نگه دارند و آماده و مستعد دفاع از کشور باشند.

بسیجیان استان گیلان باید با احساس تکلیف و خدمت به مردم و تلاش و کوشش برای کمک به مردم آنها را جذب نموده و با نماز و عبادت و انس با قرآن فرهنگ غنی اسلامی را جانشین فرهنگ مبتذل غرب نمایند. و جوانان مومن، مخلص، سالم، صادق، بی اعتنای به شهوات که دلهایشان متوجه خدا باشد تربیت نمایند. بسیج استان گیلان برای مصالح ملت و ارزشهای اسلامی باید جوانان و نوجوانان را جذب بسیج نماید و این جوانان و نوجوانانی که بالقوه هستند را با آموزشهای لازم به بالفعل درآورد و افرادی مستعد برای دفاع از فرهنگ ناب محمدی بسازد.بسیج استان گیلان باید تلاش نماید که همه افراد را جذب کند

مقام معظم رهبری می فرمایند: «هیچ نفری را نباید رها نمود و یا کاری کرد که رها بشوند. همه ی این جوانانی که شما در خیابانها می بینید مشغول زندگیند و دنبال کار خودشانند، باید در دلتان آنها را یک بسیجی بالقوه فرض کنید و بسیج بشوید، برای اینکه آنها را جذب کنید. ما نمی توانیم راضی بشویم که جوان این کشور و جوان مسلمان، از بسیج عمومی مردم بیرون بیاید.»

دشمن شناسی در تهاجم فرهنگی:

یکی از بزرگترین راههای مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن شناسی می باشد. همان گونه که در تعریف تهاجم فرهنگی بیان داشتیم گفتیم که در تهاجم فرهنگی دشمن در لباس دوست ظاهر می گردد و شیطان وار حمله می کند. بدیها را خوب جلوه می دهد و رفتارهای نادرست را درست معرفی می کند. با حرفها و سخنان زیبا و فریبنده اما بی باطن و بی مغز افراد را فریب می دهد. فکر&nbs

/ 0 نظر / 11 بازدید