شجره نامه پیامبران

شجره نامه پیامبران

 

حضرت آدم                                          

ادوار نبوت:دوره اول نبوت

تاریخ ولادت:قبل از هبوت آدم                                                       

مدت عمر: ۹۳۰

حضرت ادریس(ع)

ادریس :نام آن حضرت در زبان عبری اخنوخ است.

تاریخ ولادت:۸۳۰ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۳۶۵ سال

حضرت نوح(ع)

ادوارنبوت: دوره دوم نبوت                                                              

تاریخ ولادت: ۱۶۴۲سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: بیش از هزار سال نوشته اند

حضرت هود(ع)

تاریخ ولادت: ۲۶۴۸سال بعد از هبوت آدم

مدت عمر: ۴۶۰سال

حضرت صالح(ع)

تاریخ ولادت:۲۹۷۳ سال بعد از هبوت آدم(ع)

مدت عمر:۲۸۰سال

حضرت ابراهیم(ع)

ادوار نبوت:دوره ی سوم نبوت

تاریخ ولادت:۳۳۲۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۷۵ سال

حضرت اسماعیل(ع)

تاریخ ولادت: ۳۴۱۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۳۴ سال

حضرت لوط (ع)

تاریخ ولادت: ۳۴۲۲ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۸۰ سال

حضرت اسحاق(ع)

تاریخ ولادت: ۳۴۲۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۸۰ سال

حضرت یعقوب(ع)

تاریخ ولادت: ۳۴۸۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۴۷سال

حضرت یوسف(ع)

تاریخ ولادت: ۳۵۵۶ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر: ۱۲۰سال

حضرت شعیب(ع)

تاریخ ولادت: ۳۶۱۶ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۲۴۲ سال

حضرت ایوب(ع)

تاریخ ولادت: ۳۶۴۲ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر: ۱۴۰سال

 

حضرت موسی(ع)                                          

تاریخ ولادت: ۳۷۴۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۲۰ سال

حضرت هارون(ع)

تاریخ ولادت: ۳۷۴۵ سال بعد از هبوت آدم.(ولادت هارون قبل از موسی بوده، اما به دلیل تقدم حضرت موسی درنبوت ، حضرت هارون بعد از حضرت موسی ذکر شده است).

مدت عمر: ۱۲۳ سال

حضرت داود(ع)

تاریخ ولادت: ۴۳۳۳ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: ۱۰۰ سال

حضرت سلیمان(ع)

تاریخ ولادت:۴۳۹۱ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: ۵۳ سال

حضرت الیاس (ع)

ظهور: ۴۵۰۶ سال بعد از هبوط ادم

دعوت بحق: ۲۲ سال مردم را دعوت بحق نمود

حضرت الیسع(یسع)

ظهور:۴۵۲۹ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: ۷۵ سال

حضرت یونس (ع)

ظهور : ۴۷۲۸ سال بعد از هبوط ادم

دعوت بحق: ۴۰سال مردم را دعوت بحق کرد

حضرت ذو الکفل(ع)

ظهور: ۴۸۳۰ سال بعداز هبوط آدم

مدت عمر: ۷۵ سال

حضرت زکریا(ع)

ظهور: ۵۵۰۰ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: ۱۱۵ سال

حضرت یحیی(ع)

تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر:۳۰سال

حضرت عیسی(ع)

ادوار نبوت: دوره پنجم نبوت

تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر: ۳۳ سال

حضرت محمد(ص)

ادوار نبوت: دوره ششم نبوت

تاریخ ولادت: ۶۱۶۳ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر: ۶۳ سال

 

اسامی پیامبرانی که در قرآن آمده است، عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، یسع، ذوالکفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسی، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زکریا، یحیی، اسماعیل صادق‏الوعد، عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم). افزون بر این، در قرآن گاه به نام‏هایی برمی‏خوریم که پیامبری‌شان محل بحث است; مانند ذی‏القرنین، عمران پدر مریم و عُزَیْر . برخی آیات نیز اوصاف پیامبری را ذکر کرده و نامش را نیاورده‏اند; مثل آیات 243 و 246 بقره که به ترتیب در مورد حِزْقیل و اشموئیل است‏یا آیه 259 بقره که در مورد اِرْمیا یا عزیر می‏باشد . همچنین آیه 65 که در مورد خضر است; اگر چه پیامبری جناب خضر محل بحث است . در روایات نیز نام برخی انبیا آمده است: همچون اشعیا; حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس و حنظله و خالد .

   نیاکان پیامبر(ص) به ترتیب عبارتند از:  عبدالله – عبدالمطلب – هاشم – عبدمفاف – قصّی – کلاب – مرّه – کعب - لوی غالب - مالک نضر – کنانه – خزیمه – مدرکه – الیاس – مضر – نزار – سعد – عدنان . عدنان از فرزندان حضرت اسماعیل و جد بیستم پیامبر(ص) است و طبق روایتی که "ابن­عباس" از پیامبر(ص) نقل کرده است، هر موقع نسب آن حضرت به عدنان رسید، نباید از او تجاوز کرد؛ زیرا خود آن حضرت هنگامی که نام نیاکان خود را بیان می­نمود، از عدنان تجاوز نمیکرد و دستور می داد دیگران هم از شمردن باقی نسب تا به اسماعیل خودداری کنند و نیز می­فرمود: آنچه از عرب در این قسمت معروف است، درست نیست .

قصی بن کلاب ایشان جد چهارم پیامبر(ص) است. مادرش "فاطمه" با کلاب ازدواج کرد و دو فرزند به نام "زهره" و "قّصی" به دنیا آورد، هنوز دومی در گهواره بود که شوهرش کلاب درگذشت و وی مجدداً با فردی به نام "ربیعه" ازدواج کرد و همراه شوهرش به شام رفت. قصی از حمایت او برخوردار شد تا زمانی که بین قصی و قبیله‌ی ربیعه اختلاف رخ داد و باعث شد که قصی به اجداد پدری خود بپیوندد و به مکه برگردد و بر اثر لیاقت و شایستگی مناصب عالی مکه مثل رفادت (غذا دادن) و سقایت (آب دادن) و مهمانداری و ندوه و تأسیس دارالشورای و پرچمداری را نیز به دست آورد. وی نخستین کسی بود که قریش را به عزت رسانید و قریش سال رحلت او را که در قرن پنجم میلادی واقع شد، مبدأ تاریخ خود قرار دادند. از قصی فرزندان ناموری چون عبدالله و عبدمناف و... به یادگار ماند. قصی مناصب کعبه را بین فرزندان خود تقسیم نمود، جماعت و دارالندوه را به پسر بزرگ‌تر "عبدالدّار" و سقایت و رفادت را به عبدمناف داد

عبدمناف عبدمناف بن قصی، مادرش "حُبی" دختر "حلیل خزاعی" است. ایشان جد سوم پیامبر(ص) است. نام اصلی او "مغیره" و لقبش "قمرالبطحاء" است. وی از برادرش عبدالدار کوچک‌تر بود؛ ولی در نظر مردم از موقعیت خاصی برخوردار بود. شعار او  دعوت مردم به صله رحم و پرهیزگاری بود. او با این موقعیت مهم هیچ وقت در صدد رقابت با برادر بزرگ‌تر خود نبود؛ ولی پس از فوت دو برادر فرزندان آنان در صدد تصدی مناصب با هم به نزاع پرداختند و کار همان گونه شد که قبلاً بود و تا زمان ظهور اسلام باقی ماند.

هاشم هاشم جد دوم پیامبر(ص) بوده است و نام اصلی وی "عمرو" و لقبش "علاء" بود. میان اهل تاریخ معروف است که با "عبدالشمس" دوقلو به دنیا آمده بود. هنگام تولد انگشت او به پیشانی برادرش عبدالشمس چسبیده بود و موقع جدا کردن خون سرشاری جاری شد و این پیشامد سبب شد که مردم آن را به فال بد بزنند و میان فرزندان اینان بنی‌امیه و بنی‌هاشم همیشه خون‌ریزی باشد. اولین کسی که با هاشم به مخالفت برخاست "امیه" بود که به مناصب عمویش رشک می برد و کارشان به منافرت کشید، تا اینکه به اصرار امیه بعضی از دانایان عرب به حکمیت رفتند و امیه محکوم شد و بر طبق قرار، امیه مجبور شد که جلاء وطن کند و ده سال در شام و خارج از مکه اقامت گزیدند

عبدالمطلب عبدالمطلب فرزند هاشم، نخستین جد پیامبر(ص) که مادرش "سلمی" دختر "عمرو بن زید خرزجی" بود. نام اصلی عبدالمطلب "شیبه الحمد" و یا "عامر" بوده است. مناصب کعبه و ریاست قبیله پس از عمویش مطلب به او رسید. عبدالمطلب از پرستش بتها پرهیز می‌کرد و خدا را به یگانگی می­شناخت و سنت­هایی را مورد عمل قرار داد که بعدا اسلام آنها را امضاء فرمود، او مردم را از آدم کشی، میگساری و بدکاری و ازدواج با محارم و طواف با بدن برهنه باز می­داشت.

   از کارهای مهم زمان او «حفر چاه زمزم» بود. واقعه‌ی مهم دیگر در زمان عبدالمطلب حمله‌ و لشکرکشی "ابرهه" و سپاه فیل برای نابودی کعبه است. یکی دیگر از مسائل مهم زندگی عبدالمطلب، نذر عبدالمطلب است؛ عبدالمطلب زمانی که چاه زمزم را حفر می‌کرد، بر اثر نداشتن فرزند بیشتر، احساس ناتوانی کرد و از این جهت نذر کرد که هرگاه شمار پسران او به ده تن رسید، یکی را در پیشگاه کعبه قربانی کند، چیزی نگذشت که همان شد و موقع آن شد که پیمان خود را به مورد اجرا گذارد. از این جهت موضوع را با فرزندان خود در میان گذاشت و پس از جلب رضایت آنها قرعه انداخت و قرعه به نام عبدالله پدر پیامبراکرم(ص) افتاد. عبدالله از محبوب‌ترین فرزندان عبدالمطلب بود. قریش خواستند که ایشان را از این تصمیم جدی منصرف کنند تا اینکه موفق شدند و بنا شد بین عبدالله و 10شتر - که دیه و خون‌بهای یک انسان بود‌ـ قرعه بزند. سرانجام بعد از 3 بار قرعه بین عبدالله و 10 شتر قرعه به نام شتران درآمد و عبدالله از قربانی شدن نجات یافت و دستور داد که شترها را در پیشگاه کعبه قربانی کنند. از گوشت آن انسان‌ها و حیوانات خوردند.

عبدالله عبدالله بن عبدالمطلب، مادرش "فاطمه" دختر "عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم" است. "ابوطالب" و "زبیر بن عبدالمطلب" و 5 تن از دختران عبدالمطلب از همین بانو متولد شده­اند. روزی که عبدالمطلب فرزندش را به قربانگاه می­برد، از عمر عبدالله بیش از بیست و چهار سال نمی­گذشت. عبدالمطلب و عبدالله در کشاکش امتحان دو نیروی قوی ایمان و عقیده با عاطفه و علاقه قرار گرفتند؛ ولی چون این مشکل به نحوی حل شد، عبدالمطلب تصمیم گرفت که این احساسات تلخ را به وسیله‌ی ازدواج جبران کند و رشته‌ی زندگی عبدالله را که به سر حد گسستن رسیده بود با اساسی­ترین رشته‌ی حیات ـ‌ازدواج‌ـ پیوند دهد. پس از این واقعه عبدالمطلب به هنگام مراجعت از قربانگاه به همراه فرزندش یکسره به خانه‌ی "وهب بن عبدمناف بن زهره" رفته و دختر او "آمنه" را که به پاکی و عفت معروف بود، به عقد عبدالله درآورد. پس از مدتی مراسم عروسی بر حسب معمول قریش، در خانه‌ی آمنه برپا گردید و مدتی عبدالله و آمنه با هم زندگی کردند تا اینکه عبدالله برای تجارت به شام رفت.در این هنگام آمنه دوران بارداری خود را طی می­کرد. کاروانیان بازگشتند؛ ولی عبدالمطلب، عبدالله را در میان کاروانیان نیافت و پس از تحقیق متوجه شد که عبدالله در مراجعت در «یثرب» مریض شده و برای استراحت در میان خویشان خود توقف کرده بود. عبدالمطلب بزرگ‌ترین فرزند خود "حارث" را مأمور کرد که به مدینه برود و عبدالله را با خود بیاورد. وقتی حارث وارد یثرب شد، اطلاع یافت که عبدالله یک ماه پس از حرکت کاروانیان با همان بیماری از دنیا رفته است و در همان جا به خاک سپرده شده است.از عبدالله کنیزی به نام "ام ایمن" و 5 شتر و یک گله گوسفند و شمشیری کهن و مقداری پول بر جای ماند.

آمنه آمنه مادر گرامی پیامبر(ص) دختر وهب بن عبدمناف، به ازدواج عبدالله درآمد. وی شش سال و سه ماه پس از ولادت حضرت محمد(ص) در سفری که فرزند خویش را به مدینه برده بود تا خویشاوندان مادری حضرت محمد(ص)(از طرف عبدالمطلب) یعنی «بنی­عدی» او را ببینند، هنگام بازگشت به مکه، در سی سالگی در (ابواء) وفات یافت و در همان جا به خاک سپرده شد در مورد اعتقادات اجداد پیامبر(ص) همچنین والدین ایشان این است که آنها موحد بودند. همچنان که پیامبر(ص) در مورد ایمان اجداد و آبائش فرموده است: «خداوند مرا پیوسته از صلب پدران طاهر به رحم مادران پاک منتقل نمود تا اینکه پا به دنیای شما گذاردم و خداوند مرا به پلیدی‌های جاهلیت نیالود.»

 

/ 0 نظر / 10 بازدید