نماز جعفر طیار - جامی - شاه عباس و سالسلا.......

فضیلت نماز جعفر

دوّم علاّمه مجلسى نقل کرده از خطّ شیخ جلیل شیخ حسین بن عبدالصّمد والد شیخ بهایى که شیخ ابوالطّیّب حسین بن احمد فقیه رازى‏رحمه الله ذکر نموده که هرکس زیارت کند حضرت امام رضا یا دیگر از ائمه‏علیهم السلام را پس در نزد آن امام به جاى آورد نماز جعفر را براى او نوشته شود به هر رکعتى ثواب کسى‏که هزار حجّ و هزار عمره بجا آورده باشد و هزار بنده در راه خدا آزاد کرده باشد و هزار مرتبه به جهاد ایستاده باشد با پیغمبر مرسل و براى اوست به هر گامى‏که برمى‏دارد ثواب صد حجّ و صد عمره و صد بنده آزاد کردن در راه خداى تعالى و نوشته شود براى او صد حسنه و محو شود از او صد سیّئه و کیفیت نماز جعفر در اعمال روز جمعه گذشت

 

ورود امام رضا به قم

 سیم روایت شده از محوّل سجستانى که چون مأمون طلب کرد امام رضاعلیه السلام را از مدینه به خراسان حضرت به جهت وداع با قبر پیغمبرصلى الله علیه وآله داخل مسجد شد و مکرّر با قبر آن حضرت وداع مى‏کرد و بیرون مى‏آمد و برمى‏گشت نزد قبر و در هر دفعه صداى مبارکش به گریه بلند بود من نزدیک آن حضرت رفتم و سلام کردم بر او جواب داد پس تهنیت گفتم او را به آن سفر فرمود مرا زیارت کن همانا من بیرون مى‏شوم از جوار جدّم و مى‏میرم در غربت و دفن مى‏شوم در پهلوى هارون و شیخ یوسف بن حاتم شامى در دُرّ النّظیم فرموده که روایت کردند جماعتى از اصحاب امام رضاعلیه السلام که آن حضرت فرمود زمانى که من خواستم بیرون بیایم از مدینه بسوى خراسان جمع کردم عیال خود را و امر نمودم ایشان را که بر من گریه کنند تا بشنوم گریه ایشان‏را پس تقسیم کردم در بین ایشان دوازده هزار دینار و گفتم به ایشان که من بر نمى‏گردم بسوى عیالم هرگز پس گرفتم ابوجعفر جواد را و بردم او را به مسجد پیغمبرصلى الله علیه وآله و گذاشتم دست او را بر کنار قبر و چسبانیدم او را به آن قبر شریف و خواستم حفظ او را به سبب رسول خداصلى الله علیه وآله و امر کردم جمیع و کیلان و حشم خود را به شنیدن و اطاعت فرمایش او و آنکه مخالفت او را ننمایند و فهمانیدم ایشان را که او قایم مقام من است و سیّد عبدالکریم بن طاوس روایت کرده که زمانى که مأمون حضرت امام رضاعلیه السلام را طلبید از مدینه به خراسان حضرت حرکت فرمود از مدینه بسوى بصره و به کوفه نرفت و از بصره توجّه فرمود بر طریق کوفه به بغداد و از آنجا به قم و داخل قم شد اهل قم پیشباز آن حضرت آمدند و با هم مخاصمه مى‏کردند در باب ضیافت آن حضرت و هرکدام میل داشتند که آن بزرگوار بر او وارد شود حضرت فرمود که شتر من مأمور است یعنى هر کجا او فرود آمد من آنجا وارد مى‏شوم پس آن شتر آمد تا در یک خانه خوابید و صاحب آن خانه در شب آن روز در خواب دیده بود که حضرت امام رضاعلیه السلام فردا میهمان او خواهد بود پس چندى نگذشت که آن محل مقام رفیعى گشت و در زمان ما مدرسه معموره است و شیخ صدوق بسند خود از اسحق بن راهویه نقل کرده که گفت چون امام رضاعلیه السلام به نیشابور آمد و خواست از آنجا حرکت نماید جمع شدند خدمت آن حضرت اصحاب حدیث و عرض کردند یابن رسول الله تو از نزد ما مى‏روى و براى ما یک حدیثى نمى‏فرمایى که ما استفاده کنیم آنرا از جناب تو آن حضرت در عمارى نشسته بود سر خود را بیرون نمود و فرمود شنیدم پدرم موسى بن جعفر فرمود شنیدم پدرم جعفر بن محمّد فرمود شنیدم پدرم محمّد بن على فرمود شنیدم پدرم علىّ بن الحسین فرمود شنیدم پدرم حسین بن على فرمود شنیدم پدرم امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب‏علیهم السلام فرمودشنیدم رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود شنیدم جبرئیل مى‏گفت شنیدم خداوند عزّوجل فرمود «لااِلهَ اِلاَّ اللَّهُ حِصْنى‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنى‏ اَمِنَ مِنْ عَذابى‏» این حدیث شریف را فرمود و حرکت نمود چون شتر راه افتاد صدا زد ما را و فرمود بِشُرُوطِها وَ اَنَا مِنْ شُرُوطِها و ابوالصّلت روایت کرده که چون امام‏رضاعلیه السلام به ده سرخ رسید در وقتى که به نزد مأمون مى‏رفت گفتند یابن رسول‏الله ظهر شده است نماز نمى‏کنید پس فرود آمد و آب طلبید گفتند آب همراه نداریم پس بدست مبارک خود زمین را کاوید آنقدر آب جوشید که آن حضرت و هر که با آن حضرت بود وضو ساختند و اثرش تا امروز باقیست و چون داخل سناباد شد پشت مبارک خود را گذاشت به کوهى که دیگها از آن مى‏تراشند و فرمود که خداوندا نفع ببخش به این کوه و برکت ده در هرچه در ظرفى گذارند که از این کوه تراشند و فرمود که از براى آن حضرت دیگها از سنگ تراشیدند و فرمود که طعام آن حضرت را نپزند مگر در آن دیگها پس از آن روز مردم دیگها و ظرفها از آن تراشیدند و برکت یافتند

 

 

پیاده رفتن شاه عباس به مشهد

 چهارم صاحب مطلع الشّمس نقل کرده که در بیست و پنجم ذى‏الحجّة سنه هزار و شش شاه عبّاس اوّل وارد مشهد مقدّس گردید دید که حرم مطهّر را عبدالمؤمن خان اوزبکى غارت کرده و سواى محجّر طلا دیگر چیزى در آنجا نگذاشته و در بیست و هشتم ذى الحجّه از مشهد به هرات رفت و هرات را استرداد کرده بعد از نظم آنجا رجعت به مشهد نمود یک ماه در آنجا توقّف نموده و صحن مقدّس را مرمّت کرده و خدّام‏بقعه‏مبارکه‏رااحسان‏و رعایت فرموده معاودت به عراق فرمود در اواخر سنه هزار و هشت مجدّداً شاه عبّاس به مشهد مقدّس رفته‏زمستان‏رادرآنجاگذرانید وخدمت‏خادم‏باشى گرى‏آستانه مقدّسه‏را خودمتقلّدومشغول بود چنانچه شبى با مقراض سر شمعها را مى‏گرفت شیخ بهایى علیه الرّحمه بالبدیهة این رباعى‏را انشاد کرد:

 پیوسته بُوَد ملایک علّیین‏

پروانه شمع روضه خُلد آیین‏

 مقراض به احتیاط زن اى خادم‏

ترسم ببرى شهپر جبریل امین‏

 و در سنه هزار و نُه بنا به نذرى که شاه عباس کرده بود که پیاده به مشهد برود پیاده به مشهد مشرّف گشت و در بیست و هشت روز آن مسافت بعیده را قطع فرمود صاحب تاریخ عالم‏آرا این اشعار در این باب نگاشته:

 غلام شاه مردان شاه عبّاس‏

شه والا گُهر خاقان امجَد

 بطوف مرقد شاه خراسان‏

پیاده رفت با اخلاص بیحدّ

 تا آنکه گفت:

 پیاده رفت شد تاریخ رفتن‏

ز اصفاهان پیاده تا بمشهد(1009)

 و چون به مشهد مقدّس رسید صحن مبارک را وسعت داد و ایوان على شیر که درگاه روضه متبرّکه از آنجا بوده و در یک گوشه صحن اتّفاق افتاده بود و بدنما بود در وسط قرار داد و ایوانى مقابل آن در طرف دیگر بساخت و خیابانى از دروازه غربى شهر تا شرقى طرح کردند که از هرطرف به صحن رسیده از میان ایوانها بگذشت و چشمه‏ها و قنوات احداث کرده به شهر آورد و نهرى از میان خیابان و حوضى بزرگ در وسط صحن احداث نمود که آب از حوض گذشته به خیابان شرقى جارى شود و در بناهاى مذکور کتیبه‏ها به خطّ میرزا محمّد رضاى صدرالکُتّاب و علیرضاى‏عبّاسى و محمّدرضاى‏امامى رسم‏شد

 

 وهم شاه‏عبّاس قبّه مطهّره را به‏طلا تذهیب‏کرد چنانچه درکتیبه قبّه‏مطهّره به‏آن اشاره‏شده وصورت آن‏کتیبه چنین‏است‏

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، مِنْ عَظایِمِ تَوفیقاتِ اللَّهِ سُبحانَهُ، اَنْ وَفَّقَ السُّلْطانَ‏

به نام خداى بخشاینده مهربان از توفیقات بزرگ خداى سبحان این بود که موفق داشت‏

 الْأَعْظَمَ،مَوْلى‏ مُلُوکِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ، صاحِبِ النَّسَبِ الطَّاهِرِ النَّبَوِىِّ، وَالْحَسَبِ‏

پادشاه بزرگ و سرور پادشاهان عرب و عجم داراى نسب پاک نبوى‏

 الْباهِرِ الْعَلَوِىِّ،تراب اَقْدامِ خُدَّامِ هذِهِ الْعَتَبَةِ الْمُطَهَّرَةِ اللاَّهُوتِیَّةِ، غُبارِ نِعالِ‏

و حسب تابناک علوى خاک قدم خدام این عتبه پاکیزه آسمانى و غبار کفشهاى زائرین این روضه‏

 زُوَّارِ هذِهِ الرَّوْضَةِالْمُنَوَّرَةِ الْمَلَکُوتِیَّةِ، مُرَوِّجِ آثارِ اَجْدادِهِ الْمَعْصُومینَ،

نورانى ملکوتى رواج دهنده آثار اجداد معصومش‏

 السُّلْطانِ بْنِ السُّلْطانِ، اَبُو المُظَفِّرشاه عَبَّاس الْحُسَیْنِىّ الْمُوسَوِىّ الصَّفَوِىّ‏

سلطان پسر سلطان پادشاه پیروزمندشاه عباس حسینى موسوى صفوى‏

 بهادُرْخان، فَاسْتَسْعَدَ بِالْمَجیى‏ءِ ماشِیاً عَلى‏قَدَمَیْهِ مِنْ دارِ السَّلْطَنَةِ اِصْفَهان،

بهادرخان پس سعادت یافت به آمدن باپاى پیاده از پایتخت کشور یعنى اصفهان‏

 اِلى‏ زِیارَةِ هذَا الْحَرَمِ الْأَشْرَفِ، وَقَدْ تَشَرَّفَ بِزینَةِهذِهِ الْقُبَّةِ مِنْ خُلَّصِ‏

 به زیارت این حرم شریف و تشرّف حاصل کرد به تزیین‏این گنبد از مال خالص‏

 مالِهِ فى‏ سَنَةِ اَلْفٍ وَعَشْرٍ، وَتَمَّ فى‏ سَنَةِ اَلْفٍ وَسِتّ وَعَشَرَ.

 خود در سال هزار و ده و اتمام پذیرفت در سال هزار و شانزده‏

 

 

پنجم شیخ طبرسى در اعلام‏الورى بعد از ذکر جمله‏اى از معجزات حضرت امام رضاعلیه السلام گفته و امّا آنچه ظاهر شده براى مردم از بعد از شهادت آن حضرت تا زمان ما از برکت مشهد مقدّس آن حضرت و علامات و عجایبى که مشاهده کردند خلق بسیار و عامّ و خاصّ تصدیق آن نمودند و مخالف و مؤالف اقرار به آن نمودند بسیار بلکه از حدّ حصر خارج است و همانا در آن مشهد مقدّس کور مادرزاد و ابرص شفا یافتند و دعاها مستجاب شده و حاجات برآورده شده و شدائد و مُلِمَّات برطرف شده و ما بسیارى از اینها را خود مشاهده کردیم و علم و یقینى که شک در آن راه نیابد پیدا نمودیم و شیخ اجلّ شیخ حُرّ عاملى در اثبات الهداة بعد از نقل این کلام از شیخ طبرسى فرموده که مؤلّف این کتاب محمّد بن الحسن الحرّ مى‏گوید که من دیدم و مشاهده کردم بسیارى از این معجزات را همچنانکه شیخ طبرسى مشاهده نموده و یقین براى من حاصل شد همچنانکه براى او یقین حاصل شده بود در مدّت مجاورت من در مشهد مقدّس که بیست و شش سال مى‏شود و شنیدم چیزهایى در این باب که از حدّ تواتر گذشته و در خاطر ندارم که من دعا کرده باشم در این مشهد و از خدا حاجتى خواسته باشم مگر آنکه برآورده شده الحمدُلله و تفصیل را مقام گنجایش ندارد لهذا اکتفا کردیم به اجمال مؤلّف این کتاب عبّاس قمّى گوید که در هر زمان آنقدر کرامات و معجزات از این روضه مقدّسه ظاهر مى‏شود که احتیاج به نقل وقایع گذشته نیست و ما در باب دویّم در اعمال شب بیست و هفتم رجب اشاره کردیم به چیزى که مناسب این مقام بود و فعلاً مقام را گنجایش تطویل نیست بهتر آنکه این فصل را به همین جا ختم کنیم و این چند شعر را که از جامى نقل شده در مدح آن حضرت نقل نماییم:

 سَلامٌ عَلى‏ آلِ طه‏ وَیس‏

سَلامٌ عَلى‏ آلِ خَیْرِ النَّبِیّینَ‏

 سلام بر خاندان طه و یاسین‏

سلام بر خاندان بهترین پیمبران‏

 سَلامٌ عَلى‏ رَوْضَةٍ حَلَّ فیها

اِمامٌ یُباهى‏ بِهِ المُلْکُ وَالدّینُ‏

 سلام بر روضه اى که مسکن گرفت در آن‏

امامى که افتخار کند بدان مُلک و دین‏

 امام بحق شاه مطلق که آمد

حریم درش قبله‏گاه سلاطین‏

 شه کاخ عرفان گل شاخ احسان‏

دُرِ دُرج امکان مه بُرج تمکین‏

 علىّ بن موسى الرّضا کز خدایش‏

رضا شد لقب چون رضا بودش آیین‏

 ز فضل و شرف بینى او را جهانى‏

اگر نبودت تیره چشم جهان‏بین‏

 پى عطر روبند حُوران جنّت‏

غبار درش را بگیسوى مشکین‏

 اگر خواهى آرى بکف دامن او

برو دامن از هر چه جز اوست بر چین‏

 

 

+