درباره شیطان

اعوذ بالله من الشیطان الرَّجیم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

عبادات شیطان

به درخواست شیطان و اذن خدا، فرشتگان آن ملعون را به آسمان بردند. روزى که به آسمان رسید شنبه و زمانى که به آسمان هفتم رسید روز جمعه بود . در آسمان اول مدت هزار سال خدا را پرستید. پس از آن به آسمان دوم بالا رفت و در آن جا هم هزار سال عبادت کرد. آن گاه به آسمان سوم و چهارم تا آسمان هفتم اوج گرفت . در هر آسمان مدت هزار سال خدا را بندگى کرد. در آسمان هفتم مستقر و چنان مشغول عبادت شد که باید عبادت کند. به طورى که جبرئیل و اسرافیل و میکائیل وقتى او را دیدند به یک دیگر مى گفتند: خداوند، عشق و علاقه به عبادت و قدرتى که به این بنده داده به هیچ کس نداده است . بندگى او هم چنان ادامه داشت تا وقتى که خداوند اراده کرد آدم را بیافریند. شیطان ، مدت شش هزار سال خدا را پرستش کرد که فقط چهار هزار سال آن را دو رکعت نماز خواند! بعد مى افزاید: معلوم نیست که این شش هزار سال از سال هاى دنیا است یا از سال هاى آخرت . اگر از سالهاى دنیا بوده که همان شش هزار سال خواهد بود و اگر از سالهاى آخرت باشد، هر یک روز آن طبق قرآن مجید که مى فرماید در نتیجه ؛ اگر شش هزار سال را ضرب در سیصد و شصت و پنج روز، و حاصل را در پنجاه هزار ضرب کنیم جمعا: صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا مى شود؛ یعنى شیطان این مدت ، خدا را عبادت کرده و دایما مشغول نیایش و ستایش او بوده است ولى بعد از گناه و سرپیچى از دستور الهى و خود را برتر و بالاتر دانستن از آدم علیه اسلام ، تهمت به خدا زدن که تو مرا گمراه کردى سعادت و نجات خود را در جهان آخرت به کلى از دست داد و عبادت خود را از میان برد، و به شر مبدل کرد در برابر این همه عبادت و بندگى که انجام داده بود، براى گمراهى اولاد آدم در این دنیا تقاضاى عمر طولانى نمود که طبق عدالت پروردگار، این تقاضا پذیرفته شد

شیطان به آسمان مى رود

گفتیم که شیطان از طایفه جن بود، و قرآن هم این مطلب را با صراحت بیان مى کند و مى فرماید:و اذا قلنا للملائکة اسجدوا لادم ، فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه ؛  اى رسول ما یاد کن وقتى را که به ملائکه گفتیم : بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند جز ابلیس ، که او از جن بود، و بدین روى از اطاعت خداى خود سرپیچى نمود و سجده نکرد او مدتى از عمر خود را در میان جن سپرى کرده و با آنان معاشر بوده ، تا وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد.در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم .) شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم

قاتل شیطان کیست

در روایات دیگرى وارد شده که : شیطان به مرگ طبیعى از دنیا نمى رود، بلکه او را مى کشند و در آخرالزمان کشته مى شود. حال چه کسى او را مى کشد، اختلاف است . بعضى از روایات مى گویند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور کند آن ملعون را مى کشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قیام کند، مى آید در مسجد کوفه شیطان هم مى آید و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گیرد و مى گوید: واى از این روز سختى که در کمین من است . در این موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پیشانى او را مى گیرد و آن ملعون را گردن مى زند در بعضى از روایات وارد شده که حضرت رسول کشنده شیطان است امام صادق علیه السلام فرمود شیطان در زمان رجعت روى صخره بیت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله علیه و آله کشته و ذبح مى شود

مهلت شیطان تا چه موقع است

1-مهلت او تا روز قیامت است ؛2- تا روز آخر دنیا. همان روزى که خورشید و ماه و ستارگان تاریک مى شوند و کوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و دریاها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائکه مى میرند3- مهلت او میان نفخه اول و دوم است نفخه اول وقتى است که اسرافیل در صور مى دمد و همه موجودات جهان یک مرتبه از بین مى روند. نفخه دوم آن وقتى است که اسرافیل در صور مى دمد و همه خلایق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شیطان در میان این دو نفخه تمام مى شود4-تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت کشته مى شود. وارد شده که در زمان رجعت ، خداوند به ((ملک الموت )) مى فرماید: جان ابلیس را قبض کن که عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان کندن را که به اولین و آخرین افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نیز مى فرماید  ((اى ملک الموت !)) اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانیه با هفتاد زنجیر و هفتاد کاسه از آب لظى  که وارد همان آبهاى جهنمى سوزان است با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترین شکلى جان او را بگیر.عزرائیل هم با صورتى که اگر اهل زمین او را با آن صورت ببینند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى کنند و مى میرند، و به همان شکلى که ماءمور است نازل مى شود. شیطان وقتى او را به آن هیبت مشاهده مى کند به مشرق فرار مى کند، عزرائیل را همان جا مى بیند! به طرف مغرب مى گریزد، او را حاضر مى بیند، به دریا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى کند؛ در این زمان ، ((ملک الموت )) بر او بانگ مى زند که : اى ملعون ! بایست ؛ باز فرار مى کند و مى آید بر سر قبر آدم علیه السلام و مى گوید: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائیل به آن سگ هاى جهنمى و ملائکه غلاظ و شداد دستور مى دهد که بر او حمله کنند. سگ ها بر او حمله مى کنند و اطراف او را مى گیرند. ملائکه با گرزهاى آتشین بر مغز او مى کوبند تا جان خبیث و پلید او را بگیرند و به زندگى پر از مکر، فریب و کبر او پایان دهند

شیطان سگ تربیت شده خدا

عده اى از بزرگان مى گویند: شیطان سگ خدا است ، پروردگار عالم آن را خلق و تربیت کرد که به موقع به دشمنان خدا حمله کند. مانند سگى که صاحبش آن را تربیت مى کند که به موقع به دشمن حمله کند. اموال و ثروت صاحبش را از گزند غارت گران حفظ نماید و دشمنان را از در خانه او براند و دور کند.آرى ، خداوند متعال شیطان را آفرید تا هر کس از زیر فرمانش خارج شود، شیطان همچون سگ تعلیمى او را برباید و به زیر فرمان خود ببرد. از همین رو است که هر کس از ولایت الهى و حزب خدا بیرون رود بى شک داخل در ولایت کفر و شیطان و حزب او شده .

1- سگ ها در روز مى خوابند و شب ها براى پاسدارى از اموال صاحبشان بیدار مى مانند. اما شیطان نه روز مى خوابد و نه شب ؟! او در تمام اوقات کارش سر راه گرفتن و حمله کردن به مردم مى باشد، آنان را از راه مستقیم منحرف نمودن است .

2- سگ ها میان دشمنان و دوستان صاحبانشان فرق مى گذارند. به دوستان صاحب خود حمله نمى کنند، جلوى آنها را نمى گیرند، حمله آنها فقط به دشمنان است ، ولى شیطان به دوست و دشمن حمله مى کند، هر دو را اذیت مى نماید و راه را بر هر دو مى بندد.

3- سگ ها به اهل خانه و صاحب خود حمله نمى کنند، به خلاف شیطان که به اهل خانه هم حمله مى کند!؟ پیامبران الهى اهل خانه اند که اگر بتواند حمله مى کند و ایشان را از اوج عزت پایین مى آورد. نمونه آن حضرت آدم و حوا پدر و مادر آدمیان است

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شیطان را از آغاز آفرینش انسان نیافرید، چون خلقت او از اول پاک و بى عیب بود و به همین دلیل سالیان درازى در میان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرینش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغیان و سرکشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گردید و لقب شیطان گرفت

ازدواج شیطان

در نقل دیگرى آمده : ابلیس - که اسم اولى او عزازیل است - از همان دوران جوانى ، در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسید. وقتى تصمیم به ازدواج گرفت ، با دختر ((روحا)) به اسم ((لهبا)) که آن هم از طایفه جن    بود ، ازدواج نمود. بعد از آن که ایشان با هم ازدواج کردند، فرزندان زیادى از آن ملعون به وجود آمد که از شمارش ‍ به طورى که زمین از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستایش نمودند. در میان ایشان عبادت و بندگى خود ابلیس ‍ از همه آنان بیشتر بود. از همین جهت ، بعد از آن که خداوند اختلاف و خون ریزى را در میان طایفه جن و نسناس (طایفه اى به جاى انسان فعلى بودند) دید، هر دو طایفه را هلاک کرد، و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در میان ملائکه ، خدا را عبادت کرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائکه هر آسمان خدا را ستایش کرد تا وقتى که خداوند آدم علیه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپیچى کرد و رانده شد پس زن و فرزندان او هم جزء هلاک شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم که احتیاج به زن نداشت ، بعد از بیرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نیامد

نام ها و صفات شیطان

1- ابلیس ؛ این کلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (ابالیس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن ناامیدى ، ماءیوس شدن از رحمت خدا؛ تحیر و سرگردانى ، ابلیس ، موجودى است حقیقى و زنده ، با شعور، مکلف ، نامرئى و فریب کار؛ همان که از امر خدا سرپیچى نمود و هم اکنون هم مردم را اغوا مى کند و بر انجام گناه و خلاف تشویق مى نماید. چهره ابلیس ، چهره تکبر و عصیان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بینى است

به میکروب شیطان هم میگویند

روایات فراوانى داریم که به موجودات ریز و زیان بخش (میکرب ها) هم شیطان گفته مى شود. از آن دسته است  1- امیر المومنین علیه السلام فرمودند: از قسمت سوراخ شده و طرف دست گیره و قسمت شکسته کوزه و ظروف دیگر آب نخورید؛ زیرا شیطان روى دست گیره و قسمت سوراخ شده ظروف لانه مى کند2-از قول پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى خوانیم که فرمودند: موهاى شارب (سبیل ) خود را بلند مگذارید؛ زیرا شیطان ، آن را جاى امن براى زندگى خویش قرار مى دهد، و در آن جا مخفى و پنهان مى گردد بعضى ها (سبیل )هاى خود را کوتاه نمى کنند، به طورى که وقت غذا خوردن و آشامیدن آب ، با غذا تماس پیدا مى کنند و آلوده مى گردند و در اثر نفس کشیدن هم ، موها مرطوب شده و جاى مناسبى براى رشد میکربها مى شوند؛ آن گاه هنگام غذا خوردن میکروب همراه غذا بلعیده شده و مرض هایى ایجاد مى کنند نیز فرمودند: دستمال آلوده به گوشت را در خانه نگذارید که جایگاه شیطان است و همین میکرب ها بودند که حضرت ایوب علیه السلام را احاطه کرده و او را به فزع آوردند به طورى که با خدا مناجات کرد و گفت : خدایا! شیطان با بدن من تماس گرفته و مرا عذاب  مى دهد مى توان گفت شیطان در روایات فوق و قول ایوب علیه السلام همان میکرب است 

شیطان اولین کسی که

شیطان : نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قراراند:

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است

- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد

- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.

- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود

- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم

- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید. - اولین کسى که منبر رفت و براى ملائکه سخنرانى و صحبت کرد.

- اولین کسى که که به خدا مشرک شد.

- اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد. - اولین کسى که از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود که آدم به زمین آمد.

- اولین کسى که نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه کرد.

 چون زمانى که به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط کنند.

- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین کسى که دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سیلمان علیه السلام داد تا نظافت کنند.

- اولین کسى که ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از زمین ببرند

- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند

- اولین کسى که دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشویند.

- اولین کسى که دستور ساختن آسیاب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد کنند.

- اولین کسى که با ابوبکر بیعت کرد تا مردم را منحرف کند و از مسیر حق برگرداند. - اولین کسى که خدا را در آسمان ها پرستید.

- اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد. - اولین کسى که که سحر و جادو کرد و آن دو را به مردم یاد داد

- اولین کسى که ساز درست کرد و خود، آن را نواخت .

- اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت

- اولین کسى که براى مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید.

- اولین کسى که براى مست شدن مردم ، شراب درست کرد.

- اولین کسى که ساختن آلات لهو و لعب و موسیقى را به قابیل آموخت .

- اولین کسى که وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.

- اولین کسى که مکر و حیله و خدعه نمود.

- اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید

- اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 - اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

- اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود

 و از ناراحتى فریاد کشید

- اولین کسى که به خدا کفر ورزید

- اولین کسى که گریه دروغى نمود

- اولین کسى که عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین کسى که صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولین کسى که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل او را لعنت کردند.

- اولین کسى که از ترس ملائکه فرار کرد و خود را مخفى نمود.

- اولین کسى که دستور مساحقه داد. امام باقر علیه السلام فرمود

کلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به کار رفته است که روى هم 88 مرتبه مى شود

روایت (همچنین در تاریخ اسلام آمده است که روزی رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود : یا علی این شمشیر را بگیر و برو بین این دو کوه و هر کس را در آنجا دیدی بدون آن که خوف و ترسی داشته باشی او را به قتل برسان. علی (ع) شمشیر آن حضرت را گرفت و رفت ، در بین آن دو کوه مردی را دید که چشمانش مانند برق جهنده (و همچون رنگ مس سرخ و روشن) و دندان هایش مانند داس بود و موهای تن او به خاک کشیده می شد ، علی (ع) با دیدن او نزدیکش رفت و با شمشیر ضربتی بر او زد. اما ضربه اش کارساز نشد، دوباره ضربه دیگری براو زد به طوری که او را دو شقه نموده، از وسط به دو نیم کرد.  بعد به حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد : یا رسول الله او را کشتم. حضرت سه مرتبه فرمود: الله اکبر ، این یغوث بود ، از این به بعد دیگر این شیطان داخل هیچ بتی نمی شود تا عبادت شود )

 

                                                                                                            پایان

 

+