داستان زندگی حضرت ابراهیم علیه السلام

 

 

حضرت ابراهیم علیه السلام

اشاره

اولین روز از ماه ذیحجه، آخرین ماه از سال قمری، یادآور تولد بزرگْ پیامبر الهی، ابراهیم خلیل علیه السلام است؛ همو که با گذر از آزمایش های دشوار پروردگار، سربلند و سرافراز، جایگاه پیشوایی مردمان را شایسته گردید و اسوه ای نیکو و کامل برای ره پویان کوی حضرت دوست معرفی شد.

ابراهیم علیه السلام ، شهرِ به ظاهر با شکوه بابل را که مردمانش غرق در گمراهی و تباهی بودند، به سوی نور و یکتاپرستی فراخواند و خود تا آخرین لحظه از عمر پربارش، دست از این دعوت برنداشت و با هجرت به دیار دیگر و تحمل مشقت های بسیار، مردانه بر عهدی که با پروردگارش بسته بود، ایستاد.

تولد

سال تولد حضرت ابراهیم علیه السلام را قرن هفدهم قبل از میلاد مسیح علیه السلام بیان کرده اند. همچنین در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که بین حضرت نوح علیه السلام و ابراهیم خلیل علیه السلام هزار سال فاصله بوده است.

محل تولد ایشان، شهر بابل، در سرزمین بین النهرین (میان دجله وفرات) در عراق کنونی قرار داشته است. تولد آن بزرگوار، در میان موجی از ترس و واهمه موجود در جامعه نمرودی آن زمان اتفاق افتاد؛ زمانه ای که نمرود، پادشاه ستمگر بابل را براساس پیشگویی ها و خواب ها، بر کشتن تمامی نوزادانِ پسر وا می داشت.

نیای ابراهیم علیه السلام

ابراهیم فرزند تارَخ، از نوادگان نوح پیامبر علیه السلام است. هنوز دیدگان نوزاد به سرای جدید گشوده نشده بود که پدر از دنیا رفت و آزر، عموی او، سرپرستی وی را برعهده گرفت و این سبب شد که ابراهیم علیه السلام او را پدر بنامد.

مادر ابراهیم، بانویی شجاع و پاک به نام «بونا» بود. براساس بعضی از روایات، مادر لوط، مادر ساره، همسر ابراهیم و نیز مادر ابراهیم علیه السلام هر سه خواهر و دختران یکی از پیامبران به نام «لاحَج» بوده اند.

بابِل، شهر گمراهان

زادگاه حضرت ابراهیم علیه السلام شهرِ بابل بود؛ شهری زیبا و پرجمعیت که پادشاهی دیکتاتور و کژاندیش به نام نمرود بر آن حکومت می کرد و این شهر را به عنوان پایتخت خود برگزیده بود.

براساس روایتی از امام صادق علیه السلام ، تنها چهار نفر بر سراسر زمین فرمانروایی داشته اند؛ دو نفر از آنان از مؤمنان به نام های سلیمان بن داوود و ذوالقرنین علیهماالسلام ، و دو نفر دیگر از کافران به نام های نمرود و بخت النصر بوده اند.

پایتخت نمرود، غرق در بت پرستی، انحراف و فسادهایی چون هوس بازی، شراب خواری، قمار، آلودگی های جنسی، فساد مالی و... بود. محیط از هر نظر تیره بوده، شب تار گناه و آلودگی، بر همه جا سایه افکنده بود و درانتظار صبح سعادت به سر می برد. در این زمان، خداوند بزرگ، پیامبری پارسا چون ابراهیم خلیل را به سوی آنان گسیل داشت.

فراخوان یکتاپرستی

بزرگ منادی توحید، ابراهیم خلیل، مردمان شهر بابل را به شیوه های گوناگون به سوی خداوند یکتا رهنمون می شد؛ گاه از مناظره بهره می جست وگاهی از شیوه های شنیداری و دیداری چون نمایاندن افول ستارگان برای ستاره پرستان استفاده می کرد.

 

مردم جاهل و ایمان گریز بابل، در مقابل پیشنهاد رستگاری، به جای سپاس و امتنان، ابراهیم را تهدید به کشتن و سوزاندن می کردند و آنچه بیشتر بر این جریان دامن می زد، لجاجت عموی ابراهیم خلیل علیه السلام آزر بود.

یک پیشنهاد، یک فرصت

حضرت ابراهیم علیه السلام برای راهنمایی هم شهریان خود، از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و هماره در پی یافتن راهی مناسب برای رسیدن به این هدف بود.

روزی، آزر، عموی او چنین گفت: ابراهیم، گذران زندگی با حرف هایی که تو می زنی ممکن نیست، بهتر است مانند دیگر برادرانت، حرفه ای بجویی و با آن امرار معاش کنی. پیشنهاد می کنم بت هایی را که ساخته ام، به بازار بری و از فروش آن سودی به دست آوری.

ابراهیم علیه السلام پیشنهاد مشرکانه عمو را، فرصتی برای دعوت به توحید یافت وآن را پذیرفت. او، ریسمان بر پاهای بتان بسته و آنها را در آب و لجن و خس و خاشاک می کشید و در برابر دیدگان حیرت زده مردم شهر، با صدایی بلند خطاب به بتان می گفت: «از آنها (آب گندیده) بنوشید و سخن نگویید. چه کسی حاضر است برای چیزی پول هزینه کند که نه سودی دارد و نه زیانی؟» او با این شیوه، در عمل بیهودگی و ناتوانی خدایان مردمْ گزیده را به همه نشان می داد.

رنج های ابراهیمی

حضرت ابراهیم علیه السلام در راه دعوت به توحید، پذیرای رنج ها و مشکلات فراوانی شد. تحقیر و تهدید از سوی نمرودیان، افتادن در آتشی که به دستور پروردگار به گلستانی تبدیل شد، تبعید و حکم به مصادره اموال و...، هیچ یک نتوانست او را از راهی که در پیش گرفته بود، باز دارد. زمزمه های عاشقانه او در راه هجرت به سرزمین کنعان و ترک شهر و دیارش با خدایی که همه هستی او بود، شنیدنی است: «خدایا، ما بر تو توکل کردیم و اعتماد نمودیم. از خلق بریدیم و به تو پیوستیم و به سوی تو بازگشتیم که بازگشت همه به سوی توست. خدایا، ما را مایه فتنه و مورد بلای مردمان کافر قرار نده و از خطاهای مان درگذر».

هجرت ها و محنت ه

نمرود، وجود حضرت خلیل علیه السلام را خللی بزرگ در فرمانروایی خود یافت و حکم اخراج او را از سرزمین بابل صادر کرد. حضرت ابراهیم علیه السلام که با «ساره» ازدواج کرده بود، به همراه لوط و عده ای اندک از پیروانش، آماده ترک بابل شده، به سوی سرزمین شام که در آن زمان کنعان نامیده می شد، حرکت کرد. ایشان پس از بروز قحطی در آن سرزمین و مهاجرت دسته جمعی مردم، به طرف مصر روانه شد و پس از چندی، از آنجا راهی فلسطین گردید.

مرد کار و کمال

در مدتی که حضرت ابراهیم علیه السلام در بابل به سر می برد، از طرف پدر ساره، همسرش، زمین های کشاورزی و گوسفندان بسیاری به او رسید. آن حضرت، با تلاش بسیار، ضمن دعوت مردم به توحید، از کار و کوشش باز نماند و به موفقیت های خوبی دست یافت.

با صدور حکم اخراج ابراهیم علیه السلام ، اموال او نیز توقیف شد و ماجرا به دادگاه آن وقت کشیده شد. ابراهیم علیه السلام در دادگاه، خطاب به قاضی چنین گفت: «من و همسرم سال ها زحمت کشیده ایم تا این اموال را به دست آورده ایم. اگر می خواهید اموالم را مصادره کنید، باید سال های عمرم را که صرف به دست آوردن این اموال شده، به من برگردانید».

قاضی در مقابل استدلال منطقی ابراهیم علیه السلام عقب نشینی کرد و رأی را به نفع او صادر کرده، از مصادره اموال صرف نظر نمود.

پدر پیامبران

ابراهیم علیه السلام ، نزد پیروان ادیان یهود، مسیحیت واسلام، از جایگاهی والا برخوردار است و او را پدر پیامبران می خوانند.

حضرت ابراهیم دو پسر به نام های اسماعیل و اسحاق داشت که خداوند آنها را به پیامبری برگزید. اسماعیل جد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نیای اعراب حجاز است. بر این اساس قرآن کریم، حضرت ابراهیم را پدر اعراب خوانده است.

اسحاق نیز دارای فرزندی به نام یعقوب گردید که لقب «اسرائیل» دارد و نسل های بنی اسرائیل، منتسب به او هستند. در آیات 84 تا 86 سوره انعام نیز، چنین انتسابی بیان شده است.

راز خلیل اللهی

درباره راز خلیل گردیدن حضرت ابراهیم علیه السلام دلایل متعددی در روایات بیان شده که جمع همه آنها می تواند پرده از این راز بگشاید.

در روایتی ازامام صادق علیه السلام می خوانیم: «اگر خدای تعالی ابراهیم را خلیل و دوست خود گرفت، برای این بود که نه هیچ نیازمندی را محروم می ساخت و نه از کسی جز خداوند چیزی می طلبید».

همچنین آن حضرت می فرماید: «اگر خداوند ابراهیم را به عنوان خلیل و دوست خود برگزیده، نه دلیل نیاز به دوستی با او بود، بلکه ابراهیم بنده خوب خدا و کوشا در راه رضای او بود».

سجده های بسیار، سیر کردن گرسنگان، نماز در دل شب و کوشش فراوان در مسیر بندگی خداوند، از دیگر دلایلی است که در روایات برای خلیل شدن حضرت ابراهیم علیه السلام ذکر شده است.

دلداده دوست

در حدیثی قدسی، خداوند علت گزینش ویژه حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلیل بودن، چنین بیان می فرماید: «ای ابراهیم، چون دارایی ات را به مهمانان تسلیم می کردی و فرزندت را در راه من قربانی نمودی و خودت را به آتش تسلیم کردی و قلبت را به رحمان دادی، ما تو را دوست خود برگزیدیم».

بنده کامل

حضرت ابراهیم علیه السلام ، انسانی کامل و مجموعه ای از همه ارزش های والای انسانی بود. آن حضرت، صبح گاهی برخاست و در صورت خود موی سپیدی دید که خبر از پیری او می داد. در این هنگام، ابراهیم علیه السلام نگاهی بر آن انداخت و گفت: «سپاس خدایی را که در حالی مرا به این سنین رسانید که در تمام این مدت، به اندازه چشم برهم زدنی، او را نافرمانی نکردم».

میزبان فرشتگان

یکی از ویژگی های برجسته حضرت ابراهیم علیه السلام مهمان دوستی بود، تا آنجا که از خانه بیرون آمده و به جست وجوی مهمان می پرداخت.

روزی پنج نفر به خانه ابراهیم آمدند. ابراهیم با آنکه آنان را نمی شناخت، گوساله ای ذبح کرد و برای آنان غذای مفصلی فراهم آورد. مهمانان گفتند: «ما از این غذا نمی خوریم تا اینکه بهای گوساله ای را که کشته ای به ما بگویی؟!» ابراهیم فرمود: «قیمت این غذا، گفتن نام خدا در آغاز و سپاس او در پایان سفره است». جبرئیل، بزرگ فرشتگان، به همراهان خود گفت: «سزاوار است که خداوند این نکومرد را دوست و خلیل خود برگزیند». پس ابراهیم دریافت که آنان فرشتگان خداوند و مأموران اعزامی او هستند.

سبوح قدوس

جبرئیل، فرشته بزرگ الهی، مأموریت یافت تا میزان دلدادگی ابراهیم، خلیل خدا را بیازماید و نام خدا را در نزد او که مشغول چرانیدن گوسفندان در دشت سرسبز بود، ذکر کند.

صدای دلربایی که نام دوست را بر زبان می آورد، به گوش ابراهیم رسید: «خدای فرشتگان و روح از هر ناپاکی، پاک و منزه است».

از شوق، لرزه بر اندام ابراهیم افتاده، به دنبال ندای دلفریبْ به تکاپو افتاد. به اطراف نگریست. شخصی را دید که بر مکان بلندی ایستاده و دریافت که صدا از سوی او بوده است. از او خواست که در مقابل دریافت یک سوم از گوسفندان بسیاری که داشت، دوباره نام دوست را تکرار کند. این معامله سه بار تکرار شد تا آنکه فقط ابراهیم ماند که التماس می کرد: «خودم غلامت می شوم اگر باری دیگر آن نام را بگویی». آن فرشته مأمور، بار دیگر جملات را تکرار کرد و سپس رو به ابراهیم کرده و گفت: «همه گوسفندان از آنِ تو، مرا نیازی به آنها نیست. من جبرئیلم. خداوند چه نیکو تو را دوست خود گردانیده است».

ابراهیم علیه السلام در قرآن

نام «ابراهیم» در قرآن کریم، 69 بار آمده و در 25 سوره قرآن، بخش هایی برجسته از زندگی آن پیامبر بزرگ، نقل شده است. یک سوره از قرآن نیز، به نام آن حضرت می باشد. این کتاب بی مانند و سترگ آسمانی، تأکید ویژه ای بر بیان شخصیت بت شکن بزرگ تاریخ داشته و مسلمانان را به بررسی و مطالعه زندگی او فرا می خواند، تا همگی او را شناخته و الگوی خود سازند و در زندگی، از مکتب پرمایه و سازنده اش، الهام بگیرند و در پرتو آن، انسانی قویدل، قاطع، شجاع و خداپرستِ مخلص گردند.

خلیل در کلام جلیل 

پروردگار متعال، در وصف حضرت ابراهیم و بیان ویژگی های آن بزرگوار، در آیات 120 تا 122 سوره نحل، چنین می فرماید: «به راستی ابراهیم، امتی مطیع خدا و فردی حق جو بود. او به خدا شرک نمی ورزید و نعمت های خدا را سپاس می گفت. خدا او را برگزید و به راه راست هدایت کرد. ما در دنیا به او سعادت دادیم و در آخرت در شمار صالحان و شایستگان خواهد بود».

خداوند، در این آیات، ابراهیم علیه السلام رابه عنوان «امت» معرفی می کند؛ زیرا او جامع همه کمال های پسندیده بود.

لقب های قرآنی ابراهیم علیه السلام

خداوند، ابراهیم علیه السلام را با لقب هایی چون حنیف (پایدار در دین)، مُسلِم، حلیم، اوّاه (پُردعا)، مُنیب (رجوع کننده به خدا) و صِدیّق (راستگو) یاد کرده، و با اوصافی چون شاکر، مطیع خدا، برخوردار از قلب پاک و سلیم، فرمانبردار کامل دستورهای آفریدگار، بنده مؤمن، نیکوکار وشایسته نام برده و وی را ستوده، و به مقام هایی چون پیشوایی مردمان، برگزیده دو سرا و نیز مقام دوستی خود مفتخر داشته است.

از دیگر لطف های خداوند به حضرت ابراهیم که در قرآن آمده، می توان به اولوالعزمی در پیامبری، قرار دادن نبوت در نسل ایشان، دادن دانش و دین، فرستادن درود و سلام ویژه به او، مشمول رحمت ویژه خود ساختن ابراهیم وخاندانش، و نیز بنا گذاری کعبه به دست او اشاره کرد.

گزیده ای از خواست های ابراهیمی علیه السلام

در آیات متعددی از قرآن، به درخواست های حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند متعال اشاره شده است. گوشه ای از این مناجات های عاشقانه چنین است:

خدایا، مرا فرمانروایی ده و به بندگان صالح ملحق ساز و نامم را بر زبان اقوام آینده نکوگردان و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده.

پروردگارا، من و فرزندانم را به پا دارنده نماز ساز. خدایا، دعایم را بپذیر.

بار خدایا، به ما توفیق ده تا از مخلصان تو بوده و تسلیم دستورات تو باشیم و از فرزندان و نسل ما، افراد مخلصی برای خود مقرر دار و شیوه پرستش خودت را به ما بیاموز. توبه ما را بپذیر، به راستی که تو توبه گنهکارانِ پوزش خواه را می پذیری؛ زیرا تو به آفریده هایت مهربانی.

پرسش های معنوی

روایت شده که حضرت ابراهیم علیه السلام از پروردگار پرسید: «پاداش کسی که از ترس تو اشک بر صورتش جاری گردد، چیست؟» خداوند فرمود: «رحمت و رضوان من برای اوست». سپس ابراهیم، دیگربار پرسید: «خداوندا، پاداش کسی که به امید دیدار تو، غم واندوه را تحمل می کند، چیست؟» خداوند پاسخش داد که: «چنین فردی را با تن پوشی از ایمان می پوشانم، به گونه ای که به وسیله آن بهشت را برای خود فراهم کند و از آتش دوزخ دور گردد».

کتاب آسمانی ابراهیم علیه السلام

حضرت ابراهیم علیه السلام از پیامبران اولوالعزم و صاحب کتاب آسمانی بوده که متأسفانه چیزی از آن در دسترس نیست؛ به جز بخشی از آن، که به وسیله معصومان علیهم السلام به دست مسلمانان رسیده است.

قرآن کریم، کتاب ابراهیم علیه السلام را «صُحُف» معرفی کرده است. بخشی از آن در شب اول ماه مبارک رمضان نازل شد که در برگیرنده پندها و نصیحت هاست. در قسمت اول آن، جملاتی چنین بیان شده است: «ای پسر آدم، (در کارها شتاب مکن) آهسته آهسته گام بردار؛ زیرا روزی هر کس مقدّر است و آزمند محروم می باشد و بخیل مورد ستایش نیست. حسود غمگین است، دنیا پایدار نیست و یگانه روزی دهنده، خدای تواناست».

صفحه ای از صحف ابراهیم علیه السلام

ابوذر غفاری، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت فرمود: خداوند، بیست صحیفه بر ابراهیم فرو فرستاد. پرسیدم: صحیفه هایش چه بود؟ حضرت فرمود: «تمامی آن حکمت ها و مَثَل ها است، سپس گوشه ای از آن را چنین بیان فرمود:

برانسان هوشمند است که به زمان و اهل آن بینا باشد و پیوسته متوجه اصلاح خویشتن گردد. [باید که انسان،] زبان خود را از آنچه نباید بگوید، نگه دارد.

هر عاقلی باید به دنبال سه چیز باشد: زندگی دنیای خود، توشه آخرت و استفاده از چیزهای حلال.

ای پادشاهی که دوران آزمایش خود را می گذرانی، من تو را برای جمع کردن دنیا و انباشتن دارایی نفرستادم؛ بلکه تو را فرستادم که نگذاری مظلومان به درگاه من بنالند و شکوِه آرند، که من خواسته مظلوم را، اگرچه کافر باشد، رد نکنم.

+