تورات زبور انجیل

بشارت به آمدن حضرت مهدی (عج) قرآن و تورات و انجیل و زبور

پرسش:

آیاتی از قرآن و انجیل و یا تورات که مربوط به ظهور امام مهدی هستند کدام¬اند؟ من چند تا پیدا کردم اما نمی خواهم به فهم خود اعتماد کنم چون من دانشمند نیستم، ممنون می شوم که این مشکل را برای من حل کنید. برای من پیدا کردن کتابهایی دربارة امام مهدی در آمریکا خیلی سخت است و ممنون می شوم که چند کتاب با ذکر مؤلف برای من معرفی کنید.

 

پاسخ:

 

اشارات و بشارات کتاب­های فعلی عهدین تورات و انجیل به ظهور حضرت مهدی (عج) متعدد و بسیار است.از جمله مواردی که در قرآن مجید خبر از بشارت تورات موسی و زبور داوود به این ظهور و اینکه صالحان وارث زمین می گردند آمده این آیه کریمه است:"وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ"[i] در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»

 

این بشارت در زبور داود عیناً وجود دارد در زبور آیه37 و 9 و10 و 11 به صراحت بشارت داده شده که شریران منقطع خواهند شد و صالحان وارث زمین می گردند.

 

در تورات سفر تکوین فصل 16 باراس لخ لحا فصل 17– آیه 18 و موارد دیگر در کتاب دانیال در کتاب صفیا نبی و در کتاب شعیاء نبی در موارد متعدد و کتاب (میللکیس) و کتاب (عاتوس) و کتاب (حیقوق) و کتاب حکابی پیغمبر و کتاب زکریا و اناجیل اربعه و…

 

ولی از آنجایی که ما در اثبات ظهور حضرت مهدی (عج) خود را بی نیاز از استدلال به آنها می دانیم به ذکر نام این کتاب­ها و تأیید مطلب در بعضی اذهان اشاره کردیم.

 

شما می توانید برای آگاهی بیشتر به کتاب­های: سیف الدمه ـ البراهین السایاطیه ـ انیس الاعلام ـ منقول الرضائی ـ لسان الصدق– العقبری الحسان که مفصلاً این بشارات را جمع آوری کرده است مراجعه فرمائید.

 

در قرآن مجید نیز در آیات زیادی بشارت ظهور حضرت مهدی (عج) و برپایی حکومت جهانی داده شده است که ما به چند آیه اشاره می کنیم:

 

1 ـوَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئًا وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ[ii]

 

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند وعده می‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‏کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

 

 

 

2 ـ وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ[iii]ما می‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!

 

4 ـبَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفیظٍ[iv]

 

 آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم!

 

5 ـ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقًا[v]

 

 و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است!»

 

6–أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ اْلأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ[vi]  یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت می‏کند و گرفتاری را برطرف می‏سازد، و شما را خلفای زمین قرارمی‏دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکّر می‏شوید!

 

7 ـ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ[vii]

 

 بگو: «به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‏تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»

 

که البته برای آگاهی از معانی دقیق این آیات و انطباق آن بر حضرت مهدی علیه السلام می­توانید به کتاب­های تفسیر مراجعه فرمائید.

 

قرآن و کتب ادیان الهی

 

    * تاریخ: یکشنبه 28 شهریور 1389

    * تعداد بازدید:64

 

             

 

 

- قرآن و کتب الهی پیشین

- تورات و انجیل

- صحف ابراهیم در قرآن

- زبور داود در قرآن

- تحقیقات مستشرقین در این زمینه

 

در طول تاریخ حیات انسانی، عنایت الهی همیشه بر هدایت انسان تعلق یافته است. این عنایت، آن چنان کریمانه بوده که خداوند در ابلاغ آن بیش از 124000 سفیر الهی را به کار گرفته است. البته این هدایت، عمدتاً شفاهی بوده اما به فراخور حال گاه با هدایتی کتبی نیز همراه بوده است. امروزه این پیام‌های مکتوب الهی را کتب مقدس ادیان می‌نامند. از شواهد برمی‌آید که این گونه کتب در گذشته تاریخ چندان معدود نبوده‌اند. (بقره، 285). اما هم اکنون از اکثر آنها اثری بر جای نمانده است.

 

(چنانکه در مجموعه 39 کتابی عهد قدیم حدود 25 کتاب عبری به پیامبران الهی یهودی که پس از موسی علیه‌السلام ظهور نموده‌اند نسبت داده‌شده است. پیامبرانی‌مانند ایوب، یونس، اشعیا، ارمیا، یوشع، دانیال، حجی، ذکری و...)

 

قرآن کتاب مقدس اسلام به عنوان کامل‌ترین و آخرین‌ترین پیام الهی توجه وافری به کتب برجسته ادیان الهی پیش از خود نموده است؛ کتبی همچون صحف ابراهیم، تورات موسی، زبور داود و انجیل عیسی که هریک در تاریخ، تاثیرات برجسته‌ای بر هدایت الهی انسان داشته‌اند.

 

این ویژگی برای درک هویت قرآن و پیشینه تعالیم آن، امری بسیار مهم و تعیین‌کننده است. قرآن صریحاً تاکید دارد که آنچه او می‌گوید ادامه تعالیم هدایت‌بخش کتب آسمانی پیشین می‌باشد (انعام، 92) اما در یک سطح بالاتر و برتر (یونس، 37). قرآن به اصل کتب مقدس احترام می‌گذارد و تعالیم راستین آنها را نور و هدایتی از جانب خداوند معرفی می‌نماید (مائده، 44و46) اما در ضمن اشاره دارد که کتب کنونی آکنده از تحریف‌های متعددی است که توسط معاندین یا عالمان منحرف و فاسد بر پیکره آنها وارد شده و تعالیم آنها را مسموم ساخته است.(بقره، 79)

 

عنایت قرآن به کتب مقدس ادیان الهی پیشین برای ما مسلمانان امر مهمی است چون گذشته از بیان وجه ارتباط و اشتراک مسلمانان با پیروان ادیان ابراهیمی، تبیین‌کننده جایگاه و رابطه ارزشی تعالیم اسلام نسبت به ادیان آسمانی پیشین نیز می‌باشد. البته این کتب در دیدگاه قرآن از لحاظ اهمیت در یک مرتبه نیستند، بلکه قرآن به تورات و انجیل اهمیت بیش‌تری داده و در آیات متعددی به آنها اشاره نموده و داستان‌های متعددی نیز از رویدادهای تاریخ یهودیان ومسیحیان، ذکر کرده است که همگی گویای اهمیت دادن قرآن به آنها می‌باشد. این امر از آن باب است که اساساً دین اسلام، ادیان آسمانی پیشین مخصوصاً مسیحیت و یهودیت را قسمتی از روند رشد خود در طول تاریخ می‌خواند (یونس، 37) و ظهور اسلام را امری معقول و کاملاً منتظره می‌داند (صف، 3 تا 6). لذا مومن واقعی در دیدگاه قرآن آن است که نه تنها به قرآن و رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله ‌علیه ‌و آله ایمان بیاورد بلکه به تمام پیامبران الهی علیهم‌‌السلام و کتاب‌های آسمانی آنها ایمان داشته باشد (بقره، 285) چون قرآن همه پیامبران از آدم تا خاتم صلی‌الله‌ علیه ‌و آله را مسلمان دانسته و هیچ فرقی بین تعالیم آنها قائل نیست (بقره، 136) مگر در مراتب اکمال.

 

با این بیان، مناسب است تا بر دیدگاه قرآن نسبت به کتب مقدس و بخصوص دو کتاب تورات و انجیل، نظری داشته باشیم.

 

تورات و انجیل در قرآن

 

در قرآن 18 بار نام تورات و 12 بار نام انجیل ذکر شده و این غیر از مواردی می‌باشد که تلویحاً به آنها اشاره گردیده است. (المعجم، به ترتیب ص158 و 688). قرآن اساساً این کتب مقدس را آسمانی نامیده و آنها را همچون قرآن، نازل شده از جانب خداوند می‌خواند:

 

- همانا ما(خداوند) تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.(مائده،44)

- و بخشیدیم انجیل را که در آن هدایت و نور می‌باشد.(مائده،46)

 

در آیه‌ای دیگر در خصوص یکسانی شأنیت قرآن، تورات و انجیل می‌فرماید:

 

- الله (خدایی است که) نیست خدایی مگر او که زنده و پاینده است و نازل کرد کتاب (قرآن) را براستی، که دلیل راستی کتب (آسمانی پیش از خود است که هم اکنون) در دست شماست و تورات و انجیل را از پیش نازل کرد برای هدایت مردم(آل‌عمران،2و3)

 

از این مهم‌تر آن که قرآن تمام پیامبران پیشین علیهم‌‌السلام را مسلمان و موحد نامید و تعالیم آنان را بدون توجه به فاصله تاریخی و مقتضیات زمانی آنان در یک راستا و مشابه هم دانسته است:

 

- بگویید که ما مسلمین به خدا ایمان آوردیم و به آنچه از کتب آسمانی به ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانشان و بر آنچه به موسی و عیسی عطا شده و به همه آنچه بر پیغمبران از جانب خداوند آورده‌اند ایمان داریم و میان هیچ یک از پیغمبران فرق نگذاریم و ما تسلیم او هستیم.(بقره،136)

 

بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که قرآن ریشه و اساس کتب مقدس ادیان الهی پیشین را نازل شده از سوی خداوند می‌داند و اساس تورات و انجیل را حق و صحیح می‌خواند، لذا به مسلمانان می‌آموزد که نسبت به آنها ایمان و احترام داشته باشند.

 

اما این سوال به صورت جدی مطرح است که آیا انجیل و تورات موجود، واقعاً ماهیتی الهی داشته و قابل پیروی هستند؟ امروزه این این سوال حتی بین یهودیان و مسیحیان نیز به طور جدی مطرح است (بوکای، مقدمه). در پاسخ باید گفت قرآن در آیاتی صریحاً به تحریف و دگرگونی آنها اشاره نموده و قسمت‌هایی از آن را زاییده دست روحبانان و روحانیان دینی آنها می‌خواند.

 

(البته باید توجه داشت که فاصله زمانی قرآن با کتب مقدس پیشین نسبتاً زیاد بوده است، چنانکه پیدایش اصل تورات در حدود 1700 سال و انجیل حدود 600 سال پیش از زمان نزول قرآن بوده است.)

 

- پس وای بر کسانی که به دست خود (مطلبی) می‌نویسند و سپس می‌گویند که این مطلب از سوی خداست. (بقره،79)

 

و در مواردی نیز اشاره دارد که اصل کتب مقدس دور از دسترس مردم قرار دارد و آنان تنها توهم و تصوراتی از آن دارند که نه تنها راهنمای آنان نیست بلکه عامل گمراهی‌شان نیز گردیده است.

 

- و از آنها(یهودیان) افرادی عوام(بی‌سواد) وجود دارند که از کتاب (تورات) به جز تصورات و تمنیات خود چیزی نمی‌دانند.(بقره،78)

 

باید توجه داشت که اینگونه آیات تلویحاً بر این امر تاکید دارند که هرچند اساس و ریشه ادیان الهی پیشین همگی بر حق است و تعالیم اسلام در راستای تعالیم آنها نازل و تدوین گردیده است، لیکن قرآن و به طور کلی دین اسلام، نسبت به آنها در مرتبه اکمال و اتمام قرار داشته و خود نسخه‌ای نهائی، کامل و جامع کتب آسمانی پیشین است که از تحریف و دستکاری انسان مبرا می‌باشد:

 

- و امکان ندارد که به دروغ افترا زنید که این قرآن(عظیم) به غیر از جانب خداوند است. بلکه تصدیق‌کننده آنچه(کتب آسمانی) در دست شماست و تفصیل‌دهنده تعالیم کتاب الهی می‌باشد. هیچ شک نیست که آن از جانب پروردگار جهانیان است.(یونس،37)

 

این تفصیل شاید به این معنا باشد که قرآن بر خلاف این دو کتاب که در اصل جنبه قومی و انحصاری دارد دارای تعالیمی جهان شمول، ابدی و کامل است و بی‌هیچ شکی و تردیدی تمامی انسان‌ها را به سوی سعادت وکمال هدایت می‌کند:

 

- نیست آن قرآن مگر ذکری برای همه مردم عالم.(تکویر،27)

 

از این نگرش می‌توان نتیجه گرفت که قرآن با وجود تایید صریح بر کتب مذکور، آنها را به نوعی نسخ شده دانسته و تعالیم آنها را مستقلاً و منفرداً قابل تأسی و پیروی نمی‌داند و تنها دین اسلام و آیین مسلمانی را دین بر حق و قابل قبول می‌داند.

 

- همانا دین واقعی نزد خداوند(فقط) اسلام است.(آل‌عمران،19)

 

با این توضیحات می‌توان نظر قرآن درباره تورات و انجیلی که در زمان ظهور اسلام وجود داشته را بدین صورت خلاصه نمود:

 

1- مقداری از متون آنها اصلی است.(آل عمران،93)

2- قسمتی از مطالب اصیل ان از بین رفته است.(آل عمران،23)

3- مقداری از متون غیرالهی به آن اضافه شده است.(بقره،78و79)

4- در کلیت آن تغییر و تبدلات رخ داده است.(مائده،13و14)

 

البته لازم به ذکر است که در قرآن فقط از پنج سفر تورات و از انجیل نام برده شده است و از مابقی ملحقات دینی این کتب (عهد عتیق و جدید) جز زبور ذکری به میان نیامده است.(قاموس قرآن، ص297تا293)

 

(عهد قدیم متشکل از 39 کتاب است که در سه بخش تورات، کتوبیم و نبی‌آیم تدوین شده‌اند. عهد جدید نیز مجموعه‌ای متشکل از 27 قسمت است که در چهار بخش اناجیل، اعمال رسولان، نامه رسولان و مکاشفات یوحنا تدوین گردیده‌اند.)

 

صحف ابراهیم و زبور داود در قرآن

 

در قرآن غیر از تورات و انجیل به دو کتاب دیگر نیز به نام، اشاره شده است، یکی صحف ابراهیم و دیگری زبور داود. البته آیات محدودی که در خصوص این دو کتاب در قرآن وجود دارد، آنچنان گویا نیست که بتوان به ماهیت آنها پی برد، با این وجود نکاتی قابل ذکر است که به آن اشاره می‌گردد:

 

صحف ابراهیم

 

نام ابراهیم 69 بار در قرآن به احترام و بزرگی یاد شده و در اثنای آنها فرازهای مختلفی از زندگی او برای عبرت مومنین بیان شده است. خداوند او را فردی یکتا‌پرست و دین او را حنیف خوانده است(آل عمران،67) و امر می‌فرماید که دین ابراهیم را پیروی کن(نساء، 125). او پیامبری راستین و فردی صدیق بود(مریم،41) و خداوند به او و خاندانش نعمت حکمت و سروری اعطا نمود(نساء،54). در تعالیم اسلامی ابراهیم از پیامبران اولی‌العزم و دارای شریعت می‌باشد، و قرآن در چند مورد اشاره دارد که ابراهیم علیه‌السلام دارای کتاب آسمانی به نام «صحف» بوده است.

 

- سرای آخرت بسی بهتر و پاینده است، همانا این حقیقت در صحف (رسولان) پیشین(یعنی) صحف ابراهیم علیه‌السلام و موسی علیه‌السلام ذکر شده است.(اعلی19تا17)

 

(از آیه فوق استفاده می‌شود که کتاب ابراهیم مجموعه‌ای از دستنوشته‌ها و کتابچه‌ها بوده است. زیرا اگر در آیه، لفظ «صحیفه» به صیغه جمع یعنی «صحف» بیان شده است، جهت اشاره‌ای به دو کتاب ابراهیم و موسی نیست، بلکه این کلمه نام خاص برای نامه‌ها یا نوشته‌های دینی مربوط به ابراهیم می‌باشد. چون در زبان عربی برای دو شیء، صیغه تثنیه می‌آورند نه جمع.)

 

آن‌چنان‌که از بیان قرآن مشهود است این کتاب یا کتاب‌ها محتوایی آسمانی و نازل شده از سوی خداوند داشته‌اند، و متون آن مجموعه‌ای از وحی الهی بوده است که به ابراهیم نازل شده بود.(نساء،63)

 

- بگو ایمان آوردیم به خدا و آنچه نازل شده به ما و آنچه نازل شد بر ابراهیم...(آل‌عمران،84)

 

اما از آنجا که ابراهیم (بر طبق شواهد تاریخی) حدود 3800 سال قبل می‌زیسته است، از کتاب او چیزی بجای نمانده و حتی در کتب مقدس عبرانی نیز نامی از کتاب و متن آن نرفته است.

 

اما از اشارات قرآنی مشخص است که محتوای صحف ابراهیم با کتاب موسی کاملاً هم‌سو و هم‌سنگ بوده است.(اعلی،19)

 

زبور داود

 

داود یکی از پیامبران معروف بنی‌اسرائیل است(متولد 1033 ق.م) که حدوداً 370 سال پس از رحلت موسی، پادشاهی بزرگی در اورشلیم و سپس در تمام سرزمین‌های یهودیه و اسرائیل برپا نمود. نام او در قرآن 16 بار ذکر شده است. قرآن او را از افضل انبیای الهی دانسته (اسراء،55) و تاکید نموده است که خداوند به او کتابی به نام زبور اعطا کرده بود:

 

- و ما به داود زبور را اعطا کردیم. (نساء،163)

 

در دوران سموئیل نبی و پادشاهی شائول (طالوت)، اقوام (دوازه سبط) بنی‌اسرائیل در سرزمین کنعان گسترده شدند و ده سبط در شمال و دو سبط یهودا و بنیامین نیز در جنوب اسکان یافتند. این دو سرزمین در دوران حکومت داود و سلیمان متحد و یکپارچه گردید و مملکت اسرائیل را تشکیل دادند اما پس از آنان در دوران سلطنت رحبعام فرزند سلیمان این دو سرزمین منفک گردیده و دو حکومت مستقل به نام اسرائیل و یهودا تأسیس شد که مرکز حکومت شمالی (اسرائیل) سامره، و مرکز حکومت جنوبی (یهودا) اورشلیم بود. برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به قاموس کتاب مقدس، ذیل صفحه 53 ذیل لغت مملکت اسرائیل.

 

نام زبور تنها 3 بار در قرآن آمده است و مطلب بیش‌تری از ماهیت آن فاش نشده است. اما آن چنان که از نامش پیداست احتمالاً زبور متن سرودگونه‌ای داشته که داود آن را با آوازی زیبا می‌خوانده است چنان که هنگام تلاوت آن (ذکر خداوند) پرندگان و حتی کوه‌ها با او هم آواز می‌شدند. (سبا،10)

 

بنابر آنچه از کلام قرآن مشهود است، زبور نیز ماهیتی آسمانی داشته و کلام الهی در آن(یا لااقل در بخش‌هایی از آن) درج بوده است. چنانکه خداوند صریحاً می‌فرماید:

 

- و به تحقیق ما بعد از ذکر الهی، در زبور مکتوب نمودیم که همانا زمین ارث بندگان صالح خداوند است.(انبیا،105)

 

البته هم اکنون در مجموعه کتب مقدس عبرانی، یعنی در عهد قدیم و در بخش کتوبیم کتابی به نام تهیلیم یا زبور وجود دارد که به داود نسبت داده می‌شود، اما بنابر تحقیقات محققین ادیان، تدوین آن پس از دوران اسارت بابلی صورت گرفته است و برخی از متون آن مسلماً مربوط به داود علیه‌السلام نمی‌باشد. (هاکس، قاموس، ص796)، (برای مطالعه بیشتر می‌توانید به کتاب «پژوهشی توصیفی در کتب مقدس» نوشته داود کمیجانی،‌منتشرشده از سوی سازمان چاپ نشر ارشاد، فصل دوم مراجعه نمایید.)

 

برخی تحقیقات مستشرقین در این زمینه

 

توجه وافر قرآن به کتب ادیان الهی پیشین، مخصوصاً تورات موسی و انجیل عیسی باعث شده تا بخشی از مطالعات مستشرقین به این موضوع اختصاص یافته است. از میان این مطالعات می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

 

- پژوهش سیمون وایل درباره تورات در قرآن(چاپ اشتوتگارت، 1835م)

- مجموعه مقالات هیرشفلد درباره مطالعات یهودی- اسلامی که در مجله الفصول الیهودیه در فاصله سال‌های 1910م تا 1911‌م منتشر شد.

- تحقیق فریلیندر به نام «ترکیب الفصل فی الملل و النحل للشهرستانی» انجام داد و در یادنامه نولدکه به چاپ رسید.

- پژوهش باومشتارک درباره مسیحیت و یهودیت در قرآن و اسلام(چاپ 1927م)

- پژوهش دیگر او با عنوان «مطالعه مذهب طبیعت واحده نصرانی در قرآن» که در سال 1953‌م منتشر شد.

- تحقیقات دیوید بانت. وی در ابتدا به مطالعه زبان آرامی قدیم و زبان‌های کنعانی می‌پرداخت و سپس به پژوهش در زبان عربی و فلسفه اسلامی در آکادمی علم یهودی آغاز کرد و تحقیقات فراوانی را منتشر کرد که از جمله آنها نقد کتاب«الحجه و الدلیل فی نصره الدین الذلیل» اثر یهودا هالیفی و نیز چاپ «تنقیح الابحاث فی الملل الثلاث» ابن‌کمونه با ترجمه آلمانی بود.(نجیب عقیقی، المستشرقون ص 479،‌431 ،400)

 

این تحقیقات نسبتاً گسترده در خصوص یک موضوع، آن‌هم در عرصه دین‌شناسی صرف نظر از نتایج آن خود گواهی بر اهمیت و تاثیرگذاری آن بر باورها و اعتقادات جهان شناسانه پیروان ادیان دارد آن‌چنان که محققین و پژوهشگران دینی را بر آن داشته تا هویت خود را در بین معارف و تعالیم دین بعدی جستجو نمایند و در پی درک میزان ارتباط و سنخیت آنها تلاش کنند.

 

اما این امر چندان در نظر قرآن‌شناسان و دین‌پژوهان اسلامی مورد نظر و توجه نبوده است، و تا حال تحقیقات متقنی نسبت به آن صورت نداده‌اند. در حالی که بسیار مناسب است تا اسلام‌شناسان به استناد و استعانت از معارف قرآنی، هویت ادیان ابراهیمی(یهودی و مسیحی) گذشته را بازیافته و معرفی نمایند تا در مقایسه‌ای درک شود آنچه که هم اکنون از این دین به جا مانده تا چه میزان با تعاریف قرآن از آنها، مطابقت دارد. این امر هم ما مسلمین را به حقیقت ادیان و از جمله دین خود آگاه می‌سازد و هم به پیروان ادیان مذکور کمک می‌نماید تا جهت تنقیح باورهای دینی خود ملاکی داشته باشند.

 زبور کتابى از جانب خداوند براى حضرت داود (علیه السلام):

خداوند می فرماید:«إنا أوحینا إلیک کما أوحینا إلى نوح و النبیین من بعده و أوحینا إلى إبراهیم و إسماعیل و إسحاق و یعقوب و الأسباط و عیسى و أیوب و یونس و هارون و سلیمان و آتینا داود زبورا» ترجمه: ما به تو وحى فرستادیم همانگونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحى فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (بنى اسرائیل) و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحى نمودیم و به داود زبور دادیم (سوره نساء، آیه 163). در آیه فوق می خوانیم که زبور از کتب آسمانى است که خداوند به داود داده است این سخن با آنچه معروف و مسلم است که پیامبران " اولوا العزم" که داراى کتاب آسمانى و آئین جدید بوده اند پنج نفر بیشتر نیستند منافات ندارد، زیرا همانطور که از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود کتب آسمانى که بر پیامبران نازل گردید دو گونه بود: نخست کتابهایى که احکام تشریعى در آن بود و اعلام آئین جدید میکرد اینها پنج کتاب بیشتر نبود که بر پنج پیامبر اولوا العزم نازل گردید و دیگر کتابهایى بود که احکام تازه در بر نداشت بلکه مشتمل بر نصایح و اندرزها و راهنماییها و توصیه و دعاها بود و کتاب" زبور" از این دسته بود- هم اکنون کتاب" مزامیر داود" یا" زبور داود" که ضمن کتب" عهد قدیم" مذکور است، نیز گواه این حقیقت مى باشد، گرچه این کتاب همانند سایر کتب عهد جدید و قدیم از تحریف، مصون نمانده، ولى میتوان گفت: تا حدودى شکل خود را حفظ کرده است، این کتاب مشتمل بر صد و پنجاه فصل است که هر کدام مزمور نامیده مى شود، و سراسر شکل اندرز و دعا و مناجات دارد.

در روایتى از ابوذر نقل شده که از رسول خدا (ص) پرسیدم عدد پیامبران چند نفر بودند فرمود: یکصد و بیست و چهار هزار نفر، پرسیدم رسولان از میان آنها چند نفر بودند؟ فرمود: سیصد و سیزده نفر و بقیه تنها پیامبر بودند... ابوذر می گوید پرسیدم کتابهاى آسمانى که بر آنها نازل شد چند کتاب بود؟ پیامبر (ص) فرمود: صد و چهار کتاب که ده کتاب بر آدم و پنجاه کتاب بر شیث و سى کتاب بر ادریس و ده کتاب بر ابراهیم (که مجموعا یکصد کتاب مى شود) و تورات و انجیل و زبور و قرآن.

 

زبور، کتابى ارزشمند و داراى اهمیتى خاص:

خداوند می فرماید: «و ربک اعلم بمن فى السمـوت والارض ولقد فضلنا بعض النبیین على بعض وءاتینا داوود زبورا» (اسراء، 55) ترجمه: ما بعضى از پیامبران را بر بعض دیگرى فضیلت بخشیدیم و به داود کتاب زبور دادیم. قرآن مى گوید: این جاى تعجب نیست خداوند از ارزش انسانى هر کس آگاه است و پیامبران خود را از میان همین توده مردم برگزیده و بعضى را بر بعضى فضیلت و برترى داده، یکى را به عنوان خلیل اللهى مفتخر ساخت، دیگرى را کلیم الله، و دیگرى را روح الله قرار داد، پیامبر اسلام (ص) را به عنوان حبیب الله برگزید و خلاصه بعضى را بر بعضى فضیلت بخشید، طبق موازینى که خودش مى داند و حکمتش اقتضا مى کند. و اما اینکه چرا از میان همه پیامبران، سخن از" داود" و" زبور" به میان آمده، ممکن است به خاطر جهات زیر باشد:

1- زبور داود از میان کتب پیامبران این ویژگى را دارد که تمام آن مناجات و نیایش و اندرز است و با قول احسن و گفتار نیکو که در آیات قبل به آن دستور داده شد از همه متناسبتر مى باشد.

2- در زبور داود خبر از حکومت صالحان و نیکان داده شده هر چند ظاهرا مردمى تهى دست و فقیر و یتیم باشند.

و این با دعوت پیامبر (ص) و مؤمنان راستین که غالبا در زمره تهى دستان بودند کاملا هماهنگ است، و پاسخى است به ایراد مشرکان.

3- با اینکه داود داراى حکومت عظیم و کشور پهناورى بود، خداوند این را افتخار او قرار نمى دهد بلکه کتاب زبور را افتخار او مى شمرد تا مشرکان بدانند عظمت یک انسان به مال و ثروت و داشتن قدرت و حکومت ظاهرى نیست و یتیم و بى مال بودن دلیلى بر تحقیر نخواهد شد.

4- بعضى از یهود مى گفتند: بعد از موسى نزول کتاب دیگرى ممکن نیست، قرآن به آنها پاسخ مى گوید که ما به داود زبور دادیم، چرا شما از نزول قرآن تعجب مى کنید؟ (البته کتاب داود کتاب احکام نبود بلکه کتاب اخلاق بود، ولى هر چه بود بعد از تورات و از طرف خداوند نازل شده بود). به هر حال هیچ مانعى ندارد که تمام جهات چهارگانه فوق دلیل بر انتخاب داود و زبور در این جمله از میان همه پیامبران و همه کتب آسمانى باشد.. گرچه " زبور" در اصل به معنى هر گونه کتاب و نوشته است، هر چند در قرآن مجید در دو مورد از سه موردى که این کلمه به کار رفته، اشاره به زبور داود است اما بعید به نظر نمى رسد که مورد سوم یعنى آیه مورد بحث نیز به همین معنى باشد. " زبور داود" یا به تعبیرى که در کتب " عهد قدیم" آمده" مزامیر داود" عبارت است از مجموعه اى از مناجاتها و نیایشها و اندرزهاى داود پیامبر. بعضى مفسران نیز احتمال داده اند که منظور از " زبور" در اینجا تمام کتب انبیاى پیشین است.

ولى بیشتربه نظر مى رسد که زبور همان کتاب مزامیر داود باشد، بخصوص اینکه در مزامیر موجود، عباراتى وجود دارد که عینا مطابق با آیه مورد بحث است.

 

زبور، کتاب آسمانى نازل شده بعد از تورات:

خداوند در قرآن می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» (سوره انبیاء آیه 105) ترجمه: و همانا در زبور پس از تورات نوشتیم که سرانجام زمین را بندگان شایسته ما به ارث (حکومت) خواهند برد. " ذکر" در اصل به معنى یادآورى و یا چیزى که مایه تذکر و یادآورى است، و در آیات قرآن به همین معنى به کار رفته، گاهى نیز به کتاب آسمانى موسى یعنى تورات اطلاق شده (مانند آیه 48 سوره انبیاء: " و لقد آتینا موسى و هارون الفرقان و ضیاء و ذکرا للمتقین؛ و بى شک به موسى و هارون (کتاب ) فرقان دادیم که براى پرهیزگاران روشنایى و یادآورى بود."). و گاه این عنوان در مورد قرآن استعمال شده، مانند آیه 27 سوره تکویر: " إن هو إلا ذکر للعالمین؛ و این (قرآن) جز تذکارى براى جهانیان نیست." لذا بعضى گفته اند که منظور از ذکر در آیه مورد بحث قرآن است، و زبور تمام کتب انبیاء پیشین، و کلمه من بعد تقریبا معادل کلمه" علاوه بر" در فارسى خواهد بود و به این ترتیب معنى آیه چنین مى شود:" ما علاوه بر قرآن در تمام کتب انبیاء پیشین نوشتیم که سرانجام سراسر روى زمین در اختیار بندگان صالح خدا قرار خواهد گرفت". ولى با توجه به تعبیراتى که در آیه به کار رفته، ظاهر این است که منظور از زبور، کتاب داود، و ذکر به معنى تورات است، و با توجه به اینکه زبور بعد از تورات بوده، تعبیر" من بعد" نیز حقیقى است، و به این ترتیب معنى آیه چنین مى شود،" ما، در زبور، بعد از تورات، چنین نوشتیم که این زمین را بندگان صالح ما به ارث خواهند برد". در اینجا این سؤال پیش مى آید که چرا در میان کتب آسمانى، تنها از این دو کتاب نام، برده شده است؟ این تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که: داوود، یکى از بزرگترین پیامبرانى بود که تشکیل حکومت حق و عدالت داد، و بنى اسرائیل نیز مصداق روشن قوم مستضعفى بودند که بر ضد مستکبران قیام کردند و دستگاه آنها را بهم پیچیدند و وارث حکومت و سرزمین آنها شدند.

 

از جمله آموزه هاى «زبور» در این آیه

از جمله آیاتى که دلالت دارد بر اینکه حضرت داوود (علیه السلام) را از سوى خداوند کتابى بنام زبور آمده، این آیه است، که علاوه بر این دلالت، به یکى از آموزهاى زبور نیز اشاره مى کند. اگرچه مفسرین در خصوص مصداق کلمه «زبور» و «ذکر» اختلاف کرده اند. بعضى گفته اند: ظاهرا منظور از «زبور» آن کتابى است که به حضرت داوود (علیه السلام) نازل شد همانطورى که در آیه دیگرى (که بحث آن گذشت) مى فرماید: «و آتینا داود زبورا» اگر چه بعضى از مفسرین گفته اند مراد از زبور قرآن است و بعضى گفته اند مراد از «زبور» مطلق کتبى است که بر انبیاء نازل شده و یا بر انبیاء بعد از موسى (ع) نازل شده، ولى هیچ دلیلى بر آن وجوه نیست. و بعضى گفته اند مراد از «ذکر» تورات است و بعضى دیگر گفته اند منظور از «ذکر» قرآن است و بعضى گفته اند مراد از «ذکر» لوح محفوظ است. ولى این قول صحیح نیست. «ان الارض یرثها عبادى الصالحون» وارث زمین بندگان صالح خواهند بود، و مراد از وراثت زمین این است که سلطنت (و حاکمیت) بر منافع از دیگران به صالحان منتقل شود و برکات زندگى در زمین مختص ایشان شود.

و در دسته بندى مناسبتر گفته اند: مفسران درباره کلمه «زبور» دو قول دارند:

الف) زبور نام کتاب حضرت داوود علیه السلام است.

ب) زبور به معناى کتاب است و نام هر کتاب آسمانى است.

 

و در خصوص کلمه «ذکر» گفته شده دو قول است:

الف) منظور از «ذکر» تورات است.

ب) منظور از «ذکر» قرآن مجید است.

زبور داوود یا به تعبیرى که در کتب (عهد قدیم) آمده (مزابیر داوود) عبارت است از مجموعه اى از مناجات ها و نیایش ها و اندرزهاى داوود پیامبر (ع)، و با توجه به اینکه در مزابیر موجود عباراتى وجود دارد که عینا مطابق با آیه مورد بحث است باید گفت که منظور از «زبور» در آیه، کتب انبیاء پیشین نیست بلکه همان کتاب حضرت داوود (ع) است.

 همانطور که در قسمت پیشین وعده داده بودیم، در این قسمت به بررسی حکومت جهانی آخر الزمان می پردازیم:

 

 

"طومارهای بحرالمیت" را که در پاورقی های قبلی اشاره کردیم به یاد آوریم؛ در آنها دو مسیح (دو منجی موعود) وعده داده شده بود که یکی از آنها راهب و دیگری پادشاه خواهد بود. حضرت عیسی علیه السّلام حکومت دنیایی بر پا نکرد، در حالیکه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله این کار را کردند، اما نه آنگونه که وعده داده شده بود که منجی آخر الزمان بر سراسر جهان حکمفرمایی خواهد کرد. در آخرالزمان، آخرین وصی خاتم انبیا،حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف بر دشمنان غلبه خواهد کرد و حکومت جهانی ی را که تمامی انبیا به آن وعده داده بودند بر مبنای قوانین الهی بر پا خواهد کرد.

 

 

مسیحیان معتقدند که "مرد سوار بر اسب سفید" که در فصل 19 مکاشفات یوحنا -که به گمان آنها پیشگویی های آخرالزمان است- از مجموعه عهد جدید ذکر شده است، حضرت عیسی علیه السّلام نخواهد بود. زیرا آنها می گویند که عیسی علیه السّلام بر مبنای عبارات همین کتاب،در میان ریش سفیدان خواهد نشست و "مرد سوار بر اسب سفید" کنار آنها خواهد بود و نامهای "پادشاه پادشاهان" و "سرور سروران" بر او نوشته خواهد بود.

 

 

همانگونه که می بینیم، عهد جدید به غیر از حضرت عیسی علیه السّلام،مرد دیگری را که "سوار بر اسب سفید" است معرفی می کند، که او غلبه خواهد کرد و "پادشاه پادشاهان" خواهد بود. شیعه معتقد به ظهور مجدد حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف و همچنین رجعت ثانی حضرت عیسی علیه السّلام می باشد. احادیث اسلامی نقل شده از معصومین علیهم السّلام تأیید می کند که حضرت مهدی علیه السّلام لشکر هایی به همه نقاط جهان خواهد فرستاد؛یک خصوصیت خاص آن حضرت این است که هیچیک از لشکرهای او طعم شکست را نخواهند چشید؛ اکثر مردم در مواجهه با حجت و روحانیت آن حضرت، تسلیم خواهند شد اما البته مقاومت هایی نیز از طرف ظالمان لجوج وجود خواهد داشت؛ پس از یک دوره کوتاه هشت ماهه شرق و غرب عالم تحت سیطره حضرتش خواهد بود. در این جنگ ها و پیروزی ها، همانگونه که اعوان و انصار حضرت روز به روز بیشتر می شوند، ملائک نیز از آسمان برای یاری او نازل می گردند و همچنین قدرت های طبیعت نیز به امر خداوند، حضرتش را حمایت خواهند کرد...(بحار الانوار ج52)

 

 

علاوه بر این در کتاب مکاشفات از مجموعه عهد جدید(فصل 6، عبارت 2) آمده است: " نگاه کردم (یوحنا در مکاشفاتش درباره آخرالزمان چنین دید) و جلوی خود یک اسب سفید دیدم. کسی را دیدم سوار بر اسب، که یک کمان در دست داشت و یک تاج بر سر، و به جلو می راند تا در نبردهای زیاد پیروز شود و غلبه کند."

 

 

علاوه بر این در کتاب مکاشفات (فصل 2، عبارات 26 و 27) حضرت عیسی علیه السّلام گفت: "به آنکس که غالب شود و...،با عصای آهنین بر آنها سلطنت خواهد کرد و..."،یعنی "مرد سوار بر اسب سفید" با حضرت عیسی علیه السّلام خواهد بود و با عصای آهنین بر آنها حکومت خواهد کرد.

 

 

 

به علاوه واژه "نور" که عیسی علیه السّلام بارها تکرار کرد، می تواند اشاره ای به محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین باشد؛ زیرا که "نور" آنها اولین چیزی بود که خداوند در عوالم "ذر" (قبل از این جهان) خلق کرد؛ حضرت محمّد صلی الله علیه و آله خطاب به جابر بن عبد الله انصاری فرمود که: "اول چیزی که خداوند خلق کرد، نور پیامبرت بود." و نور پیامبران دیگر از نور محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین خلق شد (بحار الانوار،کافی،...)

 

 

حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف که حکومت و هدایت الهی اش در آخر الزمان از ابتدا وعده داده شده بود به وضوح در قرآن یاد شده است:

 

 

هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله...

 

او [خداوند] است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آنرا بر همه ادیان برتری دهد ...(قرآن کریم سوره توبه (9)، آیه 33؛ سوره صف(61)، 9؛ و سوره فتح (48)، آیه 28)

 

 

همچنین در سوره نور قرآن آیه 35 که به آیه نور مشهور است گفته شده است خداوند با نورش هدایت می کند؛ احادیث تأکید می کنند که آخرین نور مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.

 

 

در تورات و مجموعه عهد عتیق "فاران" محلی است که حضرت ابراهیم علیه السّلام ، هاجر و اسماعیل علیه السّلام را به آنجا برد.(تورات سفر تکوین؛ فصل 21 ، عبارات 17 تا 21)

 

 

این معجزه ی خداوند است که در میان تاریکی های تحریفات هنوز حجت اش را تمام می کند و نور حق را برای آنان که قلبی بصیر دارند می تاباند.

 

 

در سفر تثنیه از همین تورات هر چند تحریف شده فصل33 عبارات 1-3 چنین می خوانیم : "این برکتی است که حضرت موسی پیش از مرگش به وسیله ی آن بنی اسرائیل را برکت داد، و او گفت که خداوند از سینا آمد و از ساعیر بر آنان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و ...به درستیکه قوم خود را دوست می دارد. "

 

 

یعنی حضرت موسی علیه السّلام در زمان فوتش از سه تجلی خداوند صحبت کرد (امام صادق علیه السّلام می فرمایند: خداوند در کلماتش تجلی می کند):1) طور سینا که مربوط به خود حضرت موسی علیه السّلام بود، 2) تجلی ساعیر که بر حضرت عیسی علیه السّلام بود و 3) ظهور محمّد صلی الله علیه و آله در جبل فاران. سومین تجلی، درخششی است به همراه هزاران مقدسین، که عظمت و شکوه را جلوه می دهد. چه زیباست دعای سمات امیرالمومنین علیه السّلام، که در ساعات آخر روز جمعه، می خوانیم؛ حضرت چنین می فرماید:

 

 

و به مجد تو که در طور سینا ظاهر شد و به وسیله ی آن با بنده و رسولت موسی بن عمران سخن گفتی،و به طلوعت در ساعیر و به ظهورت در جبل فاران به ربوات مقدسین و به جنود ملائک به صف کشیده و...(بحار الانوار)

 

 

اینک جملات دیگری از عهد عتیق، کتاب حبقوق نبی -پیامبری از بنی اسرائیل که سالها بعد از حضرت موسی علیه السّلام بود-را می خوانیم؛ فصل سوم جملات 3-6:

 

 

"خدا از تیمان آمد و قدوس از جبل فاران،سیلاه، جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملو گردید پرتو او مثل نور بود و از دست وی شعاع ساطع گردید و ...طریق های او جاودانی است."

 

 

از آنجاییکه حضرت حبقوق علیه السّلام پس از حضرت موسی علیه السّلام بود، او پیشگویی دو پیامبر اولو العزم پس از خود را بیان کرد، اولی حضرت عیسی علیه السّلام در صحرای تیمان که همان محل ساعیر است و دومی "قدوس" از جبل فاران یعنی حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم. جالب است واژه سیلاه که یک واژه عبری است در تمام ترجمه ها با تلفظ عبری وارد شده است و ترجمه آن "طریق های او جاودانی است"می باشد.

 

 

در نتیجه بنابر عهدین، آخرین پیامبر "قدوس" است از "جبل فاران". او که "جلالش آسمانها را خواهد پوشانید" و "زمین از تسبیح او مملو خواهد بود" و "قوم خود را دوست خواهد داشت" و ...؛ "پیامبری که رحمت است برای عالمیان" (قرآن کریم؛ سوره انبیاء (21)، آیه 107 ) و "به مومنان رئوف است" (قرآن کریم؛ سوره توبه(9)، آیه 128 ) و "نور هدایت است"( قرآن کریم؛ سوره نور(24) آیه 35) و "خداوند دینش را بر همه ادیان چیره خواهد کرد"...(قرآن کریم؛ سوره توبه (‏9 )، آیه 33 ؛و سوره فتح، آیه 28؛ و سوره صف، آیه 9) یعنی قدوس فارانی با تمام این خصوصیات،طریقش جاودانی خواهد بود، به عبارت دیگر، شریعت محمّد صلی الله علیه و آله، آخرین شریعت خواهد بود و به دست حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف در جهان گسترده و جاودان خواهد شد. همانگونه که قرآن می فرماید:

 

 

الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبىِ‏َّ الْأُمِّىَّ الَّذِى یجَِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنهَْئهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یحُِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَ یحَُرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَئثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ کاَنَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ ءَامَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

 

 

آنانکه تبعیت می کنند از رسول، نبی ای از ام القری (مکه، فاران) کسی که او را نزد خویش در تورات و انجیل، مکتوب می یابند، او آنان را به معروف امر می کند و از منکر نهی، پاکیزه ها را حلال می کند و خبائث را حرام و رنج ها و مشقاتی که بر گردنشان است از آنان برمی دارد پس آنان که به او ایمان می آورند و او را با عزت می شمارند و یاریش می کنند و از نوری که به همراه او نازل شده است پیروی می کنند؛ آنان رستگارند. (سوره اعراف،آیه 157)

 

 

همچنین آیه 105 از سوره انبیا در قرآن می فرماید در زبور حضرت داوود علیه السّلام بشارت حکومت صالحان در آخرالزمان داده شده بود. در مجموعه عهد عتیق، کتاب زبور، مزامیر داوود، مزمور 37 عبارات 8 و 9 – 17 و 18-21 و 22 همین بشارات یافت می شود.

 

 

علاوه بر این، در مجموعه عهدین ده ها بار به "پسر انسان" اشاره شده است، که مسیحیان او را نیز در برخی موارد حضرت عیسی علیه السّلام می پندارند، در حالیکه متأسفانه خودشان معمولا عبارت "پسر خدا" را برای عیسی علیه السّلام استفاده کرده اند؛ در اینجا نمونه ای از این جملات را بیان می کنیم که به وضوح ثابت می کند در برخی از این اشارات، "پسر انسان" یقیناً نمی تواند اشاره به حضرت عیسی علیه السّلام باشد.

 

 

ادامه دارد...

 

 

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید(قسمت اول)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت دوم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت سوم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت چهارم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت پنجم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت ششم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت هفتم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت هشتم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت نهم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت دهم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت یازدهم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت دوازدهم)

رو در رو: آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت سیزدهم- پایانی-)

برای مشاهده یا دریافت متن مقاله به صورت pdf اینجا را کلیک کنید.

+